استراتژی کسب و کار یعنی بیاندیشیم برنامه ریزی کنیم تجزیه تحلیل کنیم تا کسب و کار ما رونق بیشتری داشته باشه. استراتژی کسب و کار درباره سرمایه گذاری ، مشتری ، بازاریابی و همه ی زمینه های یک کسب وکار نفوذ و تاثیر داره. استراتژی کسب و کار  نقشه ی گنج کسب و کار شماست که به کمک ابزارهای دیگر کسب و کار ما را موفق و پر بازده می کنه.

استراتژی کسب و کار

استراتژی کسب و کار شامل برنامه ها و راهبرد های موفقیت کسب و کار ماست. استراتژی کسب و کار یه پلن برای رسیدن به اهداف تجاری ، اقتصادی ماست که می تونه علاوه بر کسب درآمد ، برند ما را هم تقویت کنه. پس هرچی زمان بیشتری برای تهیه و ترسیم استراتژی کسب و کار خودمون بزاریم ، ضریب موفقیت خودمون رو افزایش دادیم.

 محور های اصلی استراتژی های کسب و کار

استراتژی های کسب و کار ، شامل ۴ زمینه هست:
استراتژی سرمایه گذاری محصول – بازار
گزاره ارزش مشتری
دارایی ها و قابلیت ها
برنامه ها و استراتژی های وظیفه ای

استراتژی سرمایه گذاری محصول – بازار

در این زمینه سوال مهم برای ما این است که کجا رقابت کنیم؟ کدام بخش ها باید مورد توجه مدیریت واقع بشن و بر روی منابع آنها سرمایه گذاری بشه؟ منابع کدوم باید گرفته بشه ؟یا محدود بشه؟ حتی در یک کسب و کار کوچک هم اختصاص سرمایه یک تصمیم استراتژیک است.
هر کسب و کار با محصولات یا کالایی که ارائه میکنه یا نمیکنه و یا بازاری که به دنبال خدمت رسانی در اون هست یا نیست و یا با رقبایی که تصمیم میگیره با آنها رقابت کنه یا رقابت نکنه تعریف میشه. گاهی مهمترین تصمیم گیری در یک کسب و کار اینکه از چه چیزی دوری کنه چون این تصمیم می تونه منابع مورد نیاز برای رقابت بهتر و موفق تر رو درون خودش ذخیره کند.
هر کسب و کار میتونه به رشد و حفظ نیروی مورد نیاز خودش کمک کنه با توجه به اینکه از چه فرصت هایی و در چه لحظه هایی برای انطباق با بازار هدف خودش استفاده کنه. بحث سرمایه گذاری و تولید محصول و ارائه آن به بازار هدف نکته مهم و حائز اهمیتی هست .

صاحب کسب و کار باید بدونه در چه زمینه هایی قصد سرمایه‌گذاری داره تا مسیر آینده را هموار کنه. مثلاً ممکن سرمایه‌گذاری برای رشد یا ورود به بازار محصول باشه یا سرمایه گذاری برای حفظ موقعیت فعلی کسب و کار یا کوچکتر کردن کسب و کار با کمینه کردن سرمایه گذاری و یا اینکه دارایی‌های خودش را احیا کنه با فروش یا انتقال کسب وکار. پس همه این موارد بستگی به صاحب کسب و کار داره که در چه زمینه ای تصمیم گیری می کنه و هدف او از این سرمایه گذاری چی هست.

استراتژی گزاره ارزش مشتری

هر محصول و خدماتی که در نهایت ارائه میشه باید مورد توجه مشتری های موجود و مشتری های جدید قرار بگیره این گزاره باید از نظر مشتری مناسب معنادار باشه و در راستای ایجاد یک جایگاه مناسب برای محصول و خدمت آماده بشه . این گزاره عناصر زیادی رو برای مشتری به وجود میاره مثلاً: ارزش خوب محصول رو حفظ میکنه دقیقا مثل کمپانی وال مارت،
برتری در یک ویژگی مهم محصول یا خدمت مورد نظر مثل تمیز کردن لباس ها مشابه پودر لباسشویی تاید، بالاتر کردن کیفیت عمومی مثل کمپانی اکسس، وصل کردن خط محصولات ت مثل شرکت آمازون، تولید محصولات خلاقانه مثل تری ام، ایجاد تمایل مشترک به یک فعالیت یا کالا مثل هارلی -دیوید سون، ایجاد ارتباط و شهرت جهانی مثل دی گروپ.
یک مثال دیگه هوم دیپات یا لوووز هستن، ثبت جهانی در زمینه فروش وسایل منزل دارن و هر کدوم گزاره ارزشی بسیار متفاوتی دارن.
هوم دیپات فروشگاه های فروش مقطوع و لوازم کار کردی رو داره که طوری طراحی شده اند تا نظر صاحبان خونه ها رو بر پایه قیمت و کارکرد به خودشان جلب کنند .
لوووز گرایش نرمتر رو الگو قرار داده تا برای خانم ها راحت تر باشه فروشگاهه ای او نور پردازی مناسب و علائم واضح و رنگارنگ دارند ،کف زمین فروشگاه ها بدون لکه و تمیز هست و همه کارکنان او رفتاری دوستانه برای ارائه خدمت به مشتری ها دارند. با این گزاره ارزشی استراتژی لووز کشش داره ولی هوم دیپات تلاش میکنه که گزاره های ارزشی خودش رو بهتر کنه و تعدیل ببخشه.

استراتژی دارایی ها و قابلیت ها

تمام دارایی ها و قابلیت های استراتژیک یک کسب و کارمزایای رقابتی پایدار رو در بازار هدف تأمین می کند. قابلیت استراتژیک مثل برنامه ارتباط با مشتری تولید یا ترویج شرکت هست که اهمیت استراتژیک دارن.
قابلیت استراتژیک یک منبع بزرگ محسوب می شود و دقیقاً مثل نام یک برند یا پایگاه مشتری ها در ارتباطات قدرتمندی که با رقبا ایجاد میشه عمل میکند برای اینکه استراتژی های خودمون رو دقیق و درست فرمول بندی کنیم باید به هزینه ها و امکان پذیری تولید محصول یا حفظ دارایی های خودمان یا قابلیت ها که بر مبنای مزیت رقابتی پایدار ایجاد شده است توجه کنیم.
از جمله دارایی ها یا قابلیت ها میشه به ساختمان ها و مکان ها اشاره کرد که کارشناس های تحقیق و توسعه به آنها دسترسی دارند و امتیاز قابل توجهی را برای سازمان یا شرکت یا کسب و کار به ارمغان میاره. همینطور می توانیم به هم افزایی اشاره کنیم که مهمترین منبع در این زمینه حساب میشه. هم افزایی یک نکته مثبت رقابتی پایدار و یک منبع برای کسب و کار هست . هم افزایی قابل الگوبرداری از هم نیست و به شکل های مختلف و با توجه به نیاز هر کسب و کار ساخته میشه مثلاً هم افزایی می تونه بر پایه اشتراک گذاری دارایی‌ها به وجود بیاید و اشتراک اون بین چندین کسب و کار مثل برند اچ پی یا میتونه بر یک قابلیت یا توانایی تکیه کند مثل برند تویوتا که در مدیریت کارخانه های تولیدی خودش در کشورهای مختلف فعالیت می کنه ولی با برند های متفاوت.

استراتژی کسب و کار درباره سرمایه گذاری ، مشتری ، بازاریابی

قدرت دارایی ها و قابلیت های یک کسب و کار چه اندازه هست و موقعیت مناسب رو چطور ایجاد می کنه؟ تا چه اندازه میتونیم دارایی ها رو به عنوان یک نماد تجارت یا سرمایه گذاری دراز مدت در نظر بگیریم؟ تا چه اندازه دارایی ها می تونن هم افزایی سازمانی را برای ما ایجاد کنن که قابل الگو برداری نباشه؟ ما باید به همه این سوال ها پاسخ بدیم و جواب منطقی و درست رو با توجه به دارایی‌های موجود خودمون به دست بیاریم تا بتونیم استراتژی مورد نیاز رو تهیه کنیم.

استراتژی‌ها و برنامه‌های عملیاتی

از برنامه‌های تاکتیکی با چشم‌انداز کوتاه‌مدت هستن که برای بهبود شرایط کاری بسیار مناسب هستن مثل:
برنامه ارتباط با مشتری، استراتژی ساخت برند، استراتژی فناوری اطلاعات، استراتژی توزیع، استراتژی جهانی، برنامه کیفیت، استراتژی منبع یابی، استراتژی تدارکات، استراتژی ساخت
سوال هایی که در این زمینه برای ما پیش می آید میاد این طور هستن:
دارایی ها و قابلیت های مورد واقعاً به درستی مورد استفاده قرار می گیرند؟ این دارایی ها باید ایجاد بشن تقویت بشن یا پشتیبانی بشن؟ آیا تمام استراتژی های گفته شده احتیاج به بودجه مالی دارن ؟ که باید برای این سوال ها جواب مناسب پیدا کنیم.

از کجا بفهمیم چه استراتژی مناسب کسب و کار ما هست؟

برای اینکه استراتژی مورد نیاز خودمون رو پیدا کنیم باید چند معیار مناسب را انتخاب کنیم:
بازده سرمایه گذاری مهم و قابل توجه است
مثلاً برند استارباکس با صرف هزینه زیاد در منطقه های گران قیمت کشور ژاپن ۴۰۰ واحد کسب و کار ساخت و شروع به فعالیت کرد اما نتیجه این یک برند آسیب‌پذیر در مقابل رقیب های دیگر در کشور ژاپن بود چرا ؟چون رقیب های دیگه کیفیتی در حد استارباکس و یا بالاتر داشتند اما گران نبودند و ضعف گران بودن استارباکس را نداشتند.
وجود مزیت رقابتی پایدار
برای اینکه به این معیار مورد نظر برسیم باید استراتژی رو انتخاب کنیم که از دارایی ها و قابلیت های سازمانی رو بهره بگیره و نقاط ضعف آن را از بین ببره.
قابل اجرا بودن استراتژی
استراتژی کاربردی باید درون منابع مالی و انسانی کسب و کار قرار داشته باشه. همچنین باید با ویژگی‌های سازمانی دیگر مثل :ساختار سیستم ها، کارکنان و فرهنگ شرکت سازگار باشه و باعث تحرک و پویایی هر چه بیشتر بشه.
همخوان بودن استراتژی انتخابی با استراتژی های دیگر
باید استراتژی رو انتخاب کنیم که منابع و استفاده از جریان نقدینگی در اون با هم در تعادل باشند. با سرمایه‌گذاری در منابع مالی و انسانی انعطاف‌پذیری سازمان کاهش پیدا نکند و هم افزایی بلقوه به وسیله این استراتژی بدست بیاد.

اگه در این زمینه و زمینه های مشابه سوال داری در کلوپ موفقیت مطرح کن!

avatar

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

  عضویت  
اصلاع رسانی