حال دلمون خوب باشه تا خوب زندگی کنیم

نوشته محمد گنجی دوشنبه - ۲۳ بهمن ۱۳۹۶

حال دلمون خوب باشه کاش ! همه ی ما می خوایم حال دلمون خوب باشه ! هم حال خودمون خوب بشه  ، هم حال اطرافیانمون! و برای اینکه حالمون خوب شه تلاش می کنیم

اما چی حالمون رو خوب می کنه ؟

یه موقع یه نوشته ی خوب ، یه عکس ،یه خاطره ،یه نقاشی ، یه دورهمی ، یه sms و… حالمون رو خوب می کنه .اما نمی تونیم همیشه حال خوب داشته باشیم !کاش حال دلمون خوب باشه.این روزها تو شبکه های مجازی و پیغام هایی که بین مردم رد و بدل میشه ، یه عالمه شعار انگیزشی و روانشناسی دارن که بیشترشون ، فقط شعار باقی می مونه و اثر هم نداره !

یعنی باز هم خیلی وقت ها حالمون بده!

حوصله نداریم ، خسته ایم ، نگران می شیم ، استرس می گیریم ، یه غم پنهون در وجودمون حس می کنیم !!!خُب ما آدمیم و آدم سالم هم مجازه همه جور حس داشته باشه ، حس خوب ، حس بد ، خوشحالی ، ناراحتی و..تازه همه امون هم این حس ها رو تجربه کردیم ( کم یا زیاد)تو اینجور مواقع حتی نمی خوایم در مورد احساسمون حرف بزنیم.گم شدیم ، نمی دونیم کجاییم ، کجا می خوایم بریم.یا شاید خودمون رو گم کردیم ، خود واقعیمون رو گم کردیم.نمی دونیم با زندگی چی کار کنیم.و هزار تا سوال که بیشتر از ۹۰ درصدشون شاید بدون جواب هستن.
شاید آب و هوا و عصر جمعه و… دلیلش باشه.شاید یه روز پر استرس باعث این حال بد مون باشه.شاید یه جرو بحث.شایدفراموشی یه چیز مهم یا یه تلفن یا ….اصلا دلیل این حال بد زیاد مهم نیست و داشتن  این حس بد غیر طبیعی نیست.کاش حال دلمون خوب باشه!

حس بد برامون خوب نیست

اما نگه داشتن این حس بدتره چون باعث بروز رفتار و تصمیم غلط و یه عالمه مشکل میشه .باید این حس رو زود از خودمون دور کنیم.می تونیم موزیک با صدای بلند گوش کنیم تا ما رو از محیط جدا کنه و فقط لذت ببریم تا رها شیم.می تونیم با صدای بلند بخندیم ، بی دلیل ، شاید هم بتونیم یه دلیل پیدا کنیم ، مثل یه فیلم کمدی ، یه جُک ، یه دور همی با دوستان و حرف های قشنگ که باعث حس خوب و شادی میشه ( می گن خنده باعث میشه از این هورمون هایی که اسم های قلمبه سلمبه داره تو مغز ترشح بشه و اکسیژن بیشتری دریافت کنیم!)می تونیم زیر نور خورشید تو یه محله ی آشنا قدم بزنیم (البته تو یه شب تاریک هم میشه ) نور خورشید و فعالیت بدنی ، افسردگی رو کم می کنه.می تونیم پارازیت های فکری رو کم کنیم و بی خیال صدایی بشیم که دائم تو مغزمون می گه: پس کِی؟ اگه نتونم چی؟ شاید…

می تونیم یکی رو که دوسش داریم محکم بغل کنیم !

خواهرمون ، برادرمون ، پدر مادرمون ، دوستمون و یا عشقمون ( روانشناسا می گن بغل کردن هم یه هورمون آرامش بخش تو بدنمون ترشح می کنه.می تونیم دو سه تا خاطره ی خوب ، موقعیت خوب ، اتفاق خوب و شاد رو به یاد بیاریم .  بعضی از خاطرات خوب داریم ( مثل یه سفر قدیمی) که حتی فکر کردن بهش هم می تونه حالمون رو خوب کنه.می تونیم غُر بزنیم چون غُر زدن باعث تخلیه درونی میشه . اما پیش یکی غر بزنیم که حرفهامون رو بشنوه ، دیدش نسبت به ما عوض نشه ، بهمون راهکار نده ، قضاوت نکنه و فقط یه گوش شنوا برای درد دلمون باشه (البته اگه پیدا کردیم).کاش حال دلمون خوب باشه
نمیشه گفت اینها نسخه ی شفا بخش برای ایجاد حال خوبه اما فکر کنم خیلی مفیده و لااقل اوضاع رو بهتر می کنه.کلا کنار اومدن با احساساتمون سخته!!!!بیشتر اوقات به خاطر این حالمون بد میشه که احساساتمون رو سرکوب می کنیم ، وسط احساساتمون یه پرانتز باز می کنیم با هزارتا شرط و اگر و اما!یه مقدارش به خاطر ملاحظات اجتماعیه و مجبوریم . اما باور کنید داشتن هیچ حسی گناه نیست (تا زمانی که حس باعث نشه یه کار کنیم که برای بقیه هم دردسر درست کنه )کاش بتونیم هر اتفاق رو با حس مربوط به خودش تجربه کنیم و احساساتمون رو دستکاری نکنیم.کاش حال دلمون خوب باشه

 

به ناراحتی هامون اجازه بدیم نقششون رو کامل بازی کنن  و اَدای شادی درنیاریم اما کمک کنیم زودتر نقش  و اثرشون تموم بشه.

چون اگه احساساتمون بیان نشن ، درونمون سنگین می شه و توانمون رو می گیره.پس  برای خوب شدن حالمون ، نیاز داریم احساسمون اصالت داشته باشه و لباس مُبَدَل تنشون نکنیم ( خیلی سخته )اما یه کارهای دیگه هم می تونیم بکنیم که حالمون بهتر بشه و روزهایی که حال خوب داریم خیلی بیشتر از روزهایی باشه که حالمون خوب نیست !باید تمرین کنیم که به قدرت و پتانسیل خودمون ( هر چی که هست ) ایمان و اعتقاد داشته باشیم و مدام با خودمون تکرار کنیم که:وظیفه ی ما قضاوت یا برآورده کردن خواسته های دیگران نیست درست بودن یا نادرست بودن حس یا خواسته ی هر کس به خودش مربوطه .ما باید بتونیم رفتارمون رو کنترل کنیم نه احساساتمون رو تا حال خوب پیدا کنیم ( در غیر اینصورت مجبوریم احساسمون رو کنترل کنیم و افسرده بشیم و رفتار و عملکردمون رو بقیه کنترل کنن و به هر طرف می خوان ببرن )کاش حال دلمون خوب باشه

اگه از زندگیمون لذت نمی بریم به خاطر اینه که با هدف نهایی زندگی خودمون هم مسیر نیستیم !

پس بی خود دنبال مقصر نگردیم.سعی کنیم یه جاهایی سکوت کنیم تا بتونیم صدای زندگی رو بشنویم.از تکرار و روزمرگی فرار کنیم.خودمون رو تحقیر و دیگران رو بزرگ نکنیم و یا برعکس ( با خودمون صادق باشیم و دروغ هامون رو خودمون لا اقل باور نکنیم ).یه زمانی برای خودمون بزاریم.یه موقع هایی (فقط یه موقع هایی ) مثل آدم های بی خیال و بی مسئولیت باشیم.یاد بگیریم به خیلی چیزا و خیلی موقعیت ها و افراد نه بگیم.یه موقع هایی یه چرت بزنیم و بعد یه دوش بگیریم ( مهم نیست چه قدر کار داریم ، فقط برای بعد احساس مسئولیت کنیم). هر کس خودش بهتر می دونه یا می تونه پیدا کنه چی آرومش می کنه ، نسخه ی آرامش خودمون رو پیدا کنیم.کاش حال دلمون خوب باشه!

کاری که باید انجام بدیم اینه:

داشته ها و امکاناتمون رو در نظر بگیریم ، اشتیاق و علاقه امون رو مشخص کنیم ،ارزش ها و خط قرمز هامون که همون سبک زندگیمون هست مشخص کنیم
معلوم کنیم چی تو زندگیمون اصلا قابل مذاکره نیست . مجموع اینها دقیقا کاری هست که باید انجام بدیم تا احساس رضایت از زندگی داشته باشیم
با این روش هر روز که از خواب بیدار می شیم یه دلیل برای لذت بردن داریم.
محمد گنجی- ۲۲ بهمن۱۳۹۶

بازدید: ۱۸۸۶