IMG_7985

انگار جون آدم ها مهم نيست


انگار جون آدم ها مهم نیست و مهم اینه که شرکت هواپیمایی لطف می کنه ما رو می بره و باید خدا رو شکر کنیم که سوار هواپیما شدیم به جای اتوبوس

انگار جون آدم ها مهم نیست

انگار جون آدم ها مهم نیست

ساعت ۴/٢٠ دقیقه صبح:
سراسیمه از خواب بلند میشی! در حالی که سیر خواب نشدی و خستگی تو تنت هست!!!
چون روز قبل٨ زنگ یک ساعت ونیمه تو شهرستان سر کلاس بودی ساعت ١٢/٣٠ شب رسیدی تهران

با این حال با سرعت نور آماده میشی
آژانس جلو در منتظره!
مقصد: فرودگاه مهرآباد و بعد کیش
پرواز: زاگرس ساعت ۶/٢٠صبح

اما پرواز راحت و سر وقت؟!؟؟؟ فقط یه رویا می تونه باشه!
سوار اتوبوس فرودگاه میشیم میریم تو هواپیما

 

انگار جون آدم ها مهم نیست

 

مهماندار هواپیما:
” مسافران محترم لطفا کمربندها را ببندید ، پشتی صندلی را به حالت عادی بر گردانید و هم اکنون تلفن همراه خود را خاموش کنید، متشکرم”

صدای بوق آلارم هواپیما به طور ممتد شنیده میشه!

خب ، حتما برای بستن کمربندهاست ! شاید هم برای بسته شدن در هواپیماست

بیپ ، بیپ ، بیپ، بیپ ….. خب حتما یه مشکلی هست و الان بر طرف میشه

بیپ، بیپ ، بیپ ….. یک ساعت گذشته ! هنوز رو باند نرفتیم
هنوز صدای بوق آلارم میاد
اعصاب مسافرا به هم ریخته!
کاش یکی بگه چی شده! مهماندارها نا پدید هستن ، یکی دو نفر هم اون جلو دارن با دستگاهها ور میرن

خب ، لااقل یکیتون یه چی بگه و مسافرای بیچاره رو از نگرانی در بیاره! بعضی از مسافرا یه غری هم می زنن اما اعتراض جدی نه!
شاید حق نداریم شاکی بشیم !

انگار جون آدم ها مهم نیست

شرکت هواپیمایی داره لطف می کنه ما رو می بره( انگار نه انگار پول بلیط دادیم و وقت گذاشتیم واعصابمون خورد شده و تازه ترس هم وجودمون رو در بر گرفته)
بیپ، بیپ ، بیپ…..
هنوز صدا ادامه داره
با این که سالهاست هفته ای چندتا پرواز دارم و انواع شرایط بحرانی رو دیدم ، اعصابم به هم میریزه
میرم جلو هواپیما و اعتراض می کنم
مهماندار : ” آقا مشکل جدی نیست ، مشکل صوتی داریم ،
و الان می پریم!!!!

فقط تا کیش این صدای دلهره آور رو تحمل کنین!!

انگار جون آدم ها مهم نیست

دیگه نمیشه هیچی نگفت:
به مهماندار با صدای بلند گفتم : من پیاده میشم ، زمان کلاسم گذشته، اعصابمون خورد شده ، پر از استرس شدیم …
با این حال هواپیما به سمت باند حرکت کرد با صدای
بیپ بیپ بیپ….
ولی من و چند نفر دیگه که با من همراه شدن  اصرار کردیم که با این پرواز نمیریم!
و بالاخره هواپیما رو از رو باند برگردوندیم و پیاده شدیم! ( حدود٢٠ نفر شدیم)

کمک خلبان به جای معذرت خواهی می گه؛
مسافرا کم لطفی کردن فقط صدای بوق رو تحمل کنین ، چون پرواز کنسل شه ما پول سوخت و هزینه هامون هدر میره

“انگار جون آدم ها مهم نیست”

بعضی از مسافراهم می گن ” اقا عیب نداره، قرار باشه بمیریم با هم میمیریم”

کاش فرهنگمون تغییر می کرد ، کاش….

به هر حال با اینکه کارم موند و دردسرم زیاد میشه اما خوشحالم نرفتم

انگار جون آدم ها مهم نیست

 

اگه سوالی در مورد فیزیک کنکور و جزوه و کتاب دارین اینجا کلیک کنید

سبک زندگی ، افکار و نوشته های محمد گنجی

آموزشاطلاعات عمومیزندگیمهربانی

محمد گنجیمشاهده نوشته ها

محمد گنجی

محمد گنجی مدرس ، مولف و کارشناس ارشد کسب و کار تالیف 32 جلد کتاب تدریس و مشاوره از 1370

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.