از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

نوشته محمد گنجی جمعه - ۱۵ تیر ۱۳۹۷

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه . چگونه وقتی که علایق زیادی داریم از کارمان لذت ببریم.به جای آن که کار را  وسیله ای برای سرکوب خواسته ها بببینم.

چه طور همه چیز باشیم و لذت ببریم

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

وقتی سه سالم بود، مامانم باید من را به تنهایی با ماشین به سفر می برد.

پس طبق تصمیمی بسیار عاقلانه برای من تعدادی اسباب بازی خرید.

وقتی رانندگی میکرد، یکی از آن ها را به من می داد، من چند دقیقه ای با آن بازی می کردم و بعد به گوشه ای پرتش می کردم و چیز دیگری می خواستم.

چه طور همه چیز باشیم و لذت ببریم

از نوجوانی دلم می خواست که تا می توانم چیز های جدید را امتحان کنم و یاد بگیرم؛

آن هم با فاصله ی بسیار کم یا، اگر امکان داشت، همه با هم.

من این عشق به چیز های ساده را با خوشحالی به سنین جوانی خود آوردم،

چندین سرگرمی متفاوت برای خود داشتم و ترکیبی از کلاس هایی را می رفتم که از هیچ نظر منطقی نبود.

کیسه ی بزرگ علایق من روز به روز پرتر می شد و این هیچ وقت به نظر من چیز بدی نبود.

این وضعیت تا دوران بزرگسالی من ادامه داشت.

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

اما چطور می شود با یک شغل ثابت خوشحال بود در حالی که دل تان می خواهد هزار کار متفاوت را انجام دهید؟

ولی بعد با امیلی وانپیک و چیزی که او چند پتانیسله ها می نامید آشنا شدم.

چندقابلیتی یعنی کسی که تعداد زیادی علاقه و هدف دارد؛

درست مخالف افرادی که تنها به یک کار علاقه مندند.

به جای این که از نردبان پیش روی شان آرام آرام بالا بروند،

هزاران نردبان مقابلشان می بیننند و مطمئن نیستند که کدام را انتخاب کنند.

سخنرانی TEDX واپنیک و کتابش به نام

«چگونه همه چیز باشیم؛ برای افرادی که هنوز نمی دانند که دوست دارند چه کاره شوند»

، کاملا دید من را تغییر داد و به من کمک کرد که به این موضوع با دید مثبت نگاه کنم،

به جای آن که آن را چیزی برای سرکوب بببینم.

هرچند که بیشتر راهبرد های واپنیک شامل کار کردن برای خودتان یا تغییر شغل می شود

(که در خیلی از مواقع هم جواب می دهد!)،

من راه هایی را پیدا کردم که بیش تر از پنج سال از شغل قبلی ام لذت ببرم.

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

سرگرمی های تان را پرورش دهید.

هرچند که ایده ی این که شغل تان تمام علایقتان را در بر بگیرد جذاب به نظر می رسد،

باید به یاد داشته باشید که کار شما تنها بخشی از زندگی شما است.

شاید بهترین روش برای این که در کارتان پر انرژی بمانید این است که،

وقتی آزاد برای پرورش سرگرمی های تان کنار بگذارید.

می توانید به خودتان فشار بیاورید تا کارتان زودتر تمام شود و سر ساعت در کلاس کوزه گری حاضر شوید؟

به جای عوض کردن کانال های تلویزیون، می توانید مقاله ای راجع به موضوعی که درذهن تان را به خود مشغول کرده است، بخوانید؟

روش مورد علاقه ی من برای پر انرژی ماندن در کارم ثبت نام در کلاس های هنری متفاوت بود.

یادگرفتن چیزی جدید آن هم در ابعادی کاملا متفاوت،

از ذهن من جور دیگری استفاده می کرد و کمکم می کرد تا روز بعد در کارم ایده های جدید تری داشته باشم.

 

خوبی این راه این است که ،

می توانید هر علاقه ی جدیدی که برایتان ایجاد شد را دنبال کنید بی آن که نگران ثمربخش بودن یا نبودن آن باشید.

واپنیک می گوید:

«با خلاص کردن خودمان از اجبار به نتیجه رساندن هر کاری که انجام می دهیم، به ما اجازه می دهد که با آرامش چیز های جدید را جست و جو کنیم.»

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

به سراغ شغل جانبی بروید.

اگر مصمم هستید که از علایق تان برای بهبود وضع زندگی تان استفاده کنید،

پیشنهاد من به شما پیدا کردن شغل جانبی است.

شغل جانبی همان طور که به افزایش درآمدتان کمک می کند،

راهی برای درگیر کردن باقی علایق تان است.

واپنیک هم در کتابش توضیح می دهد که چگونه داشتن چند شغل می تواند نشان دهنده ی خصوصیات شخصیتی متفاوت شما باشد.

پس به مهارت ها و توانایی هایی که دوست داشتید در شغلتان از آن ها استفاده می شد، فکر کنید.

آیا شغل پاره وقت و قابل انعطافی را پیدا می کنید که شامل آن ها شود؟

یا می توانید کسب و کاری را راه بیندازید که به آن ها بپردازد؟

مثلا من به وبلاگ نویسی علاقه داشتم اما استفاده ای از آن به عنوان یک ویراستار نداشتم.

پس squarespace یاد گرفتم و شروع کردم به کمک به دیگران برای راه اندازی وبسایت های خودشان.

درست است که از انجام آن کارها لذت می بردم،

اما در عین حال در کار اصلیم هم خوشحال تر بودم.

چرا که دیگر آن استعداد ها و علایق را بلااستفاده نمی دیدم.

کار اصلی من بخشی به بخشی از علایقم می پرداخت و کار جانبیم به بخشی دیگر.

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

پروژه های خاص بردارید.

اما شاید دوست داشته باشید که به علایق تان در همان شغل اصلی تان پاسخ داده شود.

واپنیک در کتابش کارهای چندشاخه ای مانند بازاریابی را پیشنهاد می دهد تا به علایق گسترده ی چندقابلیتی ها پاسخ دهد.

اما اگر حرفه ا تان به طور طبیعی این طور نباشد،

راه هایی برای گسترده تر کردن آن وجود دارد.

به این فکر کنید که می توانید پروژه ای را شروع کنید که نیاز به همکاری با تیم های متعدد داشته باشد؟

چه مسئولیت هایی هست که در دستورکارتان وجود ندارد اما قابلیت آن را دارید که بهشان بپردازید؟

واپنیک می گوید

« اگر دوست دارید چیز های جدیدی به کارتان اضافه کنید،

بهتر است کارهایی برای خودتان درست کنید که به شما امکان استفاده از این توانایی های جدید را می دهد و در عین حال به پیشرفت شرکتتان کمک می کند.

وقتی که می خواهید پروژه تان را ارائه دهید،

به مورد دوم بیشتر دقت کنید. چه چیزی در آن وجود دارد که نظر کمپانی شما را جلب کند؟

چه ارزشی به کمپانی تان اضافه خواهید کرد؟

البته باید به این موضوع هم توجه کنید که ظرفیت آن را دارید که پروژه را انجام دهید بدون این که به کار اصلی تان لطمه ای وارد شود؟»

حتی نیازی نیست که کار بزرگ و قابل توجهی باشد.

من با برنامه ریزی جشن های خیریه ی کوچک و یا مرتب کردن کتابخانه ی شرکت هم احساس همکاری کردن داشتم و هم چیز جدیدی به برنامه ی روزانه ام اضافه شده بود.

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

نقشتان را تغییر دهید.

تغیییر شغل های بزرگ چیزی عادی میان چندقابلیتی ها است.

اما نیازی به تغییرات بزرگ نیست تا نیاز خود را ارضا کنید،

پبلکه گرفتن نقش دیگری در همان کمپانی که در آن مشغول کار هستید هم می تواند مفید واقع شود.

اگر از شغل تان احساس زدگی می کنید،

می توانید در شرکتتان به دنبال موقعیت های شغلی جدید که به نظر جذاب می رسند بگردید.

حتی اگر چیزی که دوست دارید را نمی بینید می توانید با هماهنگ کردن نیاز کمپانی با علایق تان،

ایده ی ایجاد یک موقعیت جدید را به شرکت بدهید.

واپنیک می گوید:

« انسان های چند قابلیتی معمولا از یک مجموعه ی خاص از مهارت ها برای وارد شدن به یک کمپانی استفاده می کنند.

پس از آن که جایگاه خود را در شرکت تثبیت کردند،

شروع به قانع کردن شرکت می کنند تا به آن ها این اجازه را بدهد که مسئولیت بیشتری را بر عهده بگیرند و یا حتی مسیرشان در شرکت را به طور کل تغییر دهند.

وقتی که امکان  بازاریابی  در شرکت مان فراهم شد،

من آن را به عنوان ایده ای جدید ارائه کردم و چون کمپانی قبل از آن به من اعتماد داشت، آن را پذیرفت.

این موقعیت جدید به من امکان استفاده از مهارت های پیشینم به علاوه چیز های جدید را داد.

در نتیجه به کار قبلیم شور و نشاط کاری جدید را داد و زمانی رضایت مندی من را در کمپانی دو برابر کرد.

چند قابلیتی بودن به معنای آن نیست که باید زندگی بی ثباتی داشته باشید.

اگر در ماندن در شغل فعلی تان به شما رضایت لازم را می دهد، می توانید از استراتژی های بالا برای افزایش رضایت مندی خود استفاده کنید.

با همه ی این حرف ها،

اگر احساس می کنید که شغل فعلی شما برای شما هیچ شادی و رضایتی به همراه نمی آورد،

علاقه به تغییر حرفه هم چیزی کاملا طبیعی است و اگر از کارتان احساس خستگی می کنید، آن را تغییر دهید.

نویسنده:اوین گریناوالد

ترجمه : ارشیا گنجی

از کار لذت ببریم ، کار مورد علاقه

 

 

اگه سوالی داری و یا نیاز به راهنمایی دارین اینجا کلیک کنید