نظام آموزشی در آمریکا

نوشته محمد گنجی دوشنبه - ۱۴ خرداد ۱۳۹۷

نظام آموزشی در آمریکا شامل آموزش پیش دبستانی ، آموزش ابتدایی ، آموزش متوسطه و آموزش متوسطه ی تکمیلی است.

نظام آموزشی در آمریکا

نظام آموزشی در آمریکا

ساختار آموزشی

آموزش پیش دانشگاهی

آموزش پایه

سن آغاز دوره:  ۷ سال

سن اتمام دوره :  ۱۶ سال

آموزش پیش دبستانی

الف) مهد کودک

ب) کودکستان

ج ) مراکز مراقبتی  کودکان

مدت دوره :  ۲ سال

بین سنین ۴ تا ۶  سال

آموزش ابتدایی

مشتمل بر پایه های تحصیلی ۱ – ۳  یا ۱ – ۴

بین سنین۶ تا  ۱۰ سال

مدارک اعطایی:

روال اعطای مدرک فرق می کند .هیچگونه استانداردی وجود ندارد . مدارک زمانی که نیاز برای ورود به مدرسه راهنمایی وجود داشته باشد ، اعطا می شوند .

آموزش ابتدایی

مشتمل برپایه های تحصیلی۱ – ۵

مدت دوره:   ۵ سال

بین سنین ۶ تا ۱۱سال

مدرک اعطایی:

روال اعطای مدرک متفاوت است . هیچگونه استانداردی وجود ندارد . مدارک زمانی که نیاز به ورود در مدرسه راهنمایی باشد ، اعطاء می شوند.

آموزش و پرورش در ایالات متحده امریکا در سه سطح مدیریتی سازماندهی شده است :

. دوره پیش دبستانی و ابتدایی

. دوره متوسطه

. دوره تکمیلی

آموزش حرفه ای در سطح متوسطه و بعد از متوسطه مورد بررسی قرار می گیرد .

 

نظام آموزشی در آمریکا

آموزش ابتدایی

ساختار آموزشی

مقطع آموزش ابتدایی مدت زمان ۸- ۶ سال طی رده های سنی۱۴-۶سال به طول می انجامد.

هدف اصلی برنامه های آموزش ابتدایی کسب مهارتها ، دانش و گرایشهای مثبت و اساسی توسط دانش آموزان و تأکید بر رشد فردی آنان با توجه به نیازها وتوانائیهای فردی می باشد.مقطع آموزش ابتدایی اجباری بوده و به صورت رایگان به دانش آموزان ارائه می گردد.در مدارس ابتدایی طبق آمارسال ۱۹۹۵ نسبت معلمین به دانش آموزان بر ۱/۱۹ به۱ در مدارس دولتی و ۷/۱۶به ۱درمدارس خصوصی بالغ میگردد.

 

 

برنامه های آموزشی

موضوعات محوری برنامه های آموزش ابتدایی عبارتند از: زبان انگلیسی ، متون قرائتی ، مهارتهای زبانی ، آمار / ریاضیات ، مطالعات اجتماعی / تاریخ و علوم

مدت زمان ارائه دروس هفتگی

حداقل میزان ساعت کلاسی طی ۴ سال اول دوره ابتدایی

 

کل پایه ها پایه ۴ پایه ۳ پایه ۲ پایه ۱
۳۵۸۱ ۹۲۳ ۸۸۶ ۸۸۶ ۸۸۶

نظام آموزشی در آمریکا

 

تعداد روزهای آموزشی در سال درصد ساعت دروس محوری ساعت درسی دروس محوری در هفته ساعت درسی در هفته میانگین موارد مذکور در ۵۱ ایالت امریکا
۱۸۰ ۲/۶۸ ۷/۲۱ ۱/۳۲

 

آموزشی

سن ورود به آموزش اجباری در ایالات متحده ، مطابق با ایالت ، از سطح سنی ۵ تا ۸ سالگی متفاوت می باشد و عمومی ترین سن برای ورود به آموزش اجباری ۷ سالگی می باشد ؛ در پایان دوره سن فارغ التحصیلان بین ۱۵ تا ۱۸ می باشد که البته سن ۱۶ عمومی ترین سن و متداول ترین سن برای فارغ التحصیلی می باشد .

آموزش متوسطه در ایالت متحده مطابق با قوانین ، سیاستهای و تدابیر ایالات و حوزه های مدرسه محلی شامل کلاس ۱۲– ۷میباشد .هیچگونه ساختار، برنامه آموزشی یا قانون اجرایی وجود ندارد، تمامی قوانین و تدابیرازطریق حکومتهای ایالتی و بیش از ۱۴۰۰۰ مدرسه محلی تصویب و اجرا می گردند.تمامی ایالات و حوزه های مدارس ، سطح فارغ التحصیلی از مدرسه متوسطه را ، تکمیل و اتمام کلاس دوازدهم می دانند و اسم عمومی برای مدرک فارغ التحصیلی متوسطه ، دیپلم تحصیلات دبیرستانی می باشد .

نظام آموزشی در آمریکا

شرایط و نیازهای آکادمیک و برنامه آموزشی فنی و حرفه ایی جهت اخذ این دیپلم از طریق هر ایالت تصویب واتخاذ میگردد و ممکن است درهرایالت این شرایط و برنامه های آموزشی متفاوت می باشند.در بسیاری از ایالات و مناطق (حوزه ها) نه در تمامی آنها ، امکان کسب دیپلم های ویژه دبیرستانی که مشخص کننده تکمیل و اتمام تحصیلات آکادمیک عالی یا برنامه های تحصیلی فنی و حرفه ایی می باشند، وجود دارد.گاهی اوقات ، مدارک آکادمیک کالج مقدماتی ، تکمیلی یا مدارک دبیرستانی آکادمیک نامیده می شوند و در بعضی موارد مدارک فنی و حرفه ا ی ، دیپلمهای دبیرستان فنی و حرفه ای نامیده می شوند.اعطای این مدارک که به شکل خاصی تخصیص یافته اند ، در تمام کشور یک جور و به یک شکل نمی باشد .

عنوان «دیپلم دبیرستان» نام شناخته شده ایی را برای مدرسه متوسطه ابالات متحده بر جای می گذارد.محتوای برنامه آموزشی که به سبک دیپلم و نمرات کسب شده درج شده اند و رونوشت دبیرستان نامیده می شود .

نظام آموزشی در آمریکا

ارزیابی تحصیلی

سیستم نمره دهی

اغلب مدارس متوسطه از نظام ارزیابی استفاده می نمایند که از حروف الفبای رمی D , C , B , A و گاهی  E و F و حرف I به معنای نا تمام تشکیل یافته است .

این حروف به نمرات عددی وابسته و مربوط می باشند .

( عالی ) : A

( قبولی ) : D

( مردودی ) :  F

آموزش مقدماتی متوسطه

نظام آموزشی در آمریکا

ساختار آموزشی

مقطع آموزش مقدماتی متوسطه مدت زمان ۶-۲ سال طی رده های سنی۱۸-۱۴سال به طول می انجامد.

هدف اصلی برنامه های آموزش ابتدایی کسب مهارتها ، دانش و گرایشهای مثبت و اساسی توسط دانش آموزان و تأکید بر رشد فردی آنان با توجه به نیازها وتوانائیهای فردی می باشد.مقطع آموزش ابتدایی اجباری بوده و به صورت رایگان به دانش آموزان ارائه می گردد.در مدارس ابتدایی طبق آمارسال ۱۹۹۵ نسبت معلمین به دانش آموزان بر ۹/۱۴ به۱ در مدارس دولتی و۳/۱۱به ۱درمدارس خصوصی بالغ میگردد.

طبق آمار سال۱۹۹۶،جمعیت سنی که این مقطع را طی کرده اند برحدود ۸/۳۲ میلیون نفر بالغ می گردد.مقطع تکمیلی متوسطه نیز مدت زمان۴سال به طول می انجامد.

به افرادی  که دوره متوسطه را با موفقیت به پایان می رسانند مدرک دیپلم اعطا می شود در این بین تعدادی هستند که دوره دبیرستان را ادامه نمی دهند امتحان جامعی به عنوان امتحان توسعه آموزش عمومی (GED) برگزارمی گردد که درصورت موفقیت افراد به آنها مدرک معادل دیپلم ارائه می گردد.

 

برنامه های آموزشی نظام آموزشی در آمریکا

برنامه های درسی  مقطع مقدماتی متوسطه موضوعات زیر را پوشش می دهند :

. دستور زبان انگلیسی

. متون خواندنی

. مهارت نوشتن

. ریاضیات

. علوم و روشهای علمی

. تاریخ  ایالات متحده

. هنر

. موسیقی

. بهداشت و تغذیه

. هنرهای عملی

. تربیت بدنی

. جغرافی

زبانهای خارجی

آموزش استثنایینظام آموزشی در آمریکا

ساختار آموزشی

در سال ۹۷۵ میلادی کنگره آمریکا قانون (آموزش برای کلیه کودکان معلول)راتصویب کرد :

(P.L.94 –۱۱۴۲ )

این قانون مدارس دولتی را موظف کرد که خدمات آموزشی خاصی را برای کلیه کودکانی که از ناتوانائیهای آموزشی ، عاطفی ناتوانائیهای مربوط به رشد و ناتوانائیهای فیزیکی تعریف کرده و ارائه کنند (singer , palfrey , Butler and walker 1989 ) . این قانون در ۱۹۹۰ میلادی اصلاح شد و از آن زمان تاکنون به عنوان قانون آموزش کودکان ناتوان (Disabilities Education Act) و یا IDEA شناخته شده است . (Kauffman and smucker 1995 )   طبق آمار سال۱۹۹۷،بالغ بر۴/۴ میلیون کودک مواجه با معلولیتهای جسمانی و ذهنی در مراکز آموزش استثنایی ثبت نام نمودند.این در حالیست که از ۹۵درصد از کودکان استثنایی در مدارس عمومی ثبت نام به عمل آمد.

این قانون ارائه آموزش دولتی رایگان و مناسب برای کلیه کودکان معلول بین سنین سه تا ۲۱ سالگی را الزامی می کند و برای ایالتها بودجه ای در این خصوص در نظر می گیرد که مکمل قانون می باشد . بودجه ها برای هر سیستم آموزشی و هر دانش آموزی که در یک برنامه آموزشی خاصی نامنویسی کرده باشد در نظر گرفته شده است تا جایی که سقف تعداد این دانش آموزان حداکثر تا ۱۲ درصد کل جمعیت دانش آموزی کشور را شامل شود و برای بیشتر از آن بودجه ای در نظر گرفته نشده است .

نظام آموزشی در آمریکا

اصول این قانون تضمین می کند که :

– هیچ کودکی از آموزش محروم نخواهد ماند .

– برنامه ها به مبنای نیازهای افراد طراحی خواهند شد .

– کودکان در محیطی قرار خواهند گرفت که کمترین محدودیت برای آنها وجود داشته باشد به گونه ای که بتوانند به شکل مناسب نیازهای خود را برآورده سازند .

– والدین در تصمیم گیریهای مربوط به تعیین سطح دانش آموزان خود مشارکت داشته باشند (mehan , Herweck and meihis 1986 ) .

برای تکمیل گزارش موارد مورد احتیاج جهت دولت فدرال و پرداخت بودجه مورد نیاز ، ایالتها و مدارس مناطق مختلف موظف شدند که دانش آموزانی که احتیاجات ویژه ای داشتند را طبقه بندی کنند . این طبقه بندی اگرچه در مناطق مختلف متفاوت بود اما در کل طبق هفت شرط که در قانون PL.94 –۱۴۲ ذکر شده بود انجام گرفت . آن هفت شرط عبارت بودند از : اختلال در صحبت کردن ، ناتوانی در یادگیری ، اختلال عاطفی ، کند ذهنی ، اختلال در شنوایی ، مشکل در بینایی و در نهایت ضایعات پزشکی یا ارتوپدی .

نظام آموزشی در آمریکا

این طبقه بندی در تعیین سطح دانش آموزان و خدماتی که برای آنها در نظر گرفته می شد بسیار تعیین کننده بود به طور مثال دانش آموزانی که در یادگیری ناتوان باشند به طور معمول در کلاسهای معمولی جای داده می شوند و اغلب کلاس را برای یک دوره خاص ترک می کردند . در حالی که کودکانی که اختلال عاطفی داشته و یا کند ذهن باشند معمولا در کلاسها و یا مدارس جداکانه قرار می گیرند (SINGER ET AL 1989) .

ارزیابی به وسیله یک تیم چند رشته ای صورت گرفته است . این تیم باید صداقت یک معلم و یا متخصص که در زمینه آن ناتوانی خاص اطلاعات دارد را در خود داشته باشد . پس از تفسیر داده های ارزیابی کننده و تشخیص کودک به عنوان معلول ، تیم یک برنامه آموزشی فردی را طراحی می کند . (IEP) این برنامه سطح فعلی عملکرد آموزشی دانش آموزان را در خود دارد و در بر گیرنده اهداف آموزشی کوتاه مدت و بلند مدت است . همچنین این برنامه رشد دانش آموز را سنجیده ونوع و مدت خدماتی که دانش اموز آن را دریافت خواهد کرد را در خود دارد . این برنامه های آموزشی فردی و میزان رشد دانش اموز حداقل سالی یکبار مورد بازنگری قرار می گیرند تا در صورت لزوم اطلاعاتی در آن صورت گیرد .

نظام آموزشی در آمریکا

(mehan et al 1986)(P.L.94 –۱۴۲ )

تدابیر لازم را در خصوص مسئولیتها و حقوق والدین تصریح می کند . رشد و نوسعه سیاست آموزشی نیاز به مشارکت والدین دارد و والدین و سرپرستان کودک باید در صورت ایجاد هر نوع تغییر در شیوه ارزیابی و یا تعیین سطح آموزش کودکان خود به صورت کتبی در جریان امر قرار گیرند . اگر در خصوص تعیین سطحیا شیوه برنامه فردی کودک معلول بین والدین و مدرسه توافق حاصل نشود در این صورت باید در یک جلسه بدون پیش داوری به حرفهای همدیگر گوش فرا دهند . برای آماده شدن جهت این مسئله والدین باید به کلیه مدارک و اطلاعات ارزیابی ثبت شده موجود در مدرسه که متعلق به دانش آموز آنها است دسترسی داشته باشند (mehan et al 1986 ) .

در سطح ابتدایی اکثر دانش آموزانی که نیاز به آموزش ویژه دارند خدمات آموزشی که برای آنها در نظر گرفته شده است را در همان کلاسهای معمولی دریافت می دارند به این معنی که آنها به هنگام آموزش ویژه کلاسهای عادی خود را ترک می کنند و به همراه گروه کوچکی متشکل از سایر دانش آموزان به کلاسهای خاصی رفته و آموزش می بینند و پس از آن به کلاسهای عادی خود باز می گردند . آمارهای ملی که توسط مرکز ملی آمارهای آموزشی در سال تحصیلی ۴- ۱۹۹۳ تهیه شده است نشان می دهد که دانش آموزان به درصدهای زیر در برنامه ها و یا خدمات خاص و تقویتی شرکت کردند : ۰۷ و ۳ در آموزش دو زبانه ، ۹۷/۳ در آموزش انگلیسی به عنوان زبان دوم و ۸۸/۱۰ در متالعه تقویتی ۹۰/۶ در آموزش تقویتی ریاضی و ۸۸/۶ در برنامه های معلولین .

در ایالات متحده این روند وجود دارد که دانش آموزانی را که معلولیت شدید دارند را تا حداکثر ممکن در کلاسهای معمولی جای دهند . به هر حال در این زمینه ما شاهد اقدامات مختلفی بودیم که مبتنی بود بر سیاستهای هیئت رئیسه مدارس .

نظام آموزشی در آمریکا

دانش آموزانی که نیاز به آموزش خاص داشتند به طور معمول برای یک ساعت زمانی مشخص از مدارس بیرون کشیده می شدند و این دانش آموزان به طور عمده در کلاسهای معمولی حضور داشتند و یا آنکه در کلاسهای آموزشی مستقل خودشان حضور می یافتند . در یک مدرسه ابتدایی کودکانی که ناتوانائیهای شدید داشتند به طور عمده در کلاسهای معمولی آموزش می دیدند در حالی که در یک مدرسه دیگر چنین دانش آموزانی بخش عمده وقتشان را در کلاسهای جداگانه سپری می کردند .

حضور دانش آموزانی که از ناتوانایی های شدید رنج می بردند در کلاسهای عادی منبع بسیاری از اختلاف نظرها و مشاجرات در مدارس بوده است . در مدرسه park  مدیریت معتقد بود که حضور این کودکان در کلاسهای معمولی مطلوب است اما معلمانی که در این مدرسه مورد مصاحبه قرار گرفتند معتقد بودند که این کار مؤثر و نتیجه بخش نبوده است . یکی از این معلمان تجربه خود را به این صورت نقل می کند :

در کلاس من ۲۸ دانش آموز حضور داشتند من چه کار باید می کردم آیا برای ۳ یا ۴ دانش آموز ناتوان باید بقیه دانش آموزان قربانی می شدند . در این وضعیت هیچ برنده ای وجود نداشت .والدین دانش آموزان مدرسه ابتدایی پارک نیز از سرخوردگی معلمان مدرسه نسبت به حضور دانش آموزانی که ناتوانی شدید داشتند در کلاسهای عادی ، آگاه بودند . پدر یکی از دانش آموزان که کودک او در کلاسهای عادی حضور داشت نگران بود که کودکش به خاطر این موضوع نتواند آموزش کافی ببیند او گفت :

بسیاری از افراد از حضور دانش آموزانی که از برخی ناتوانایی ها رنج می برند در کلاسهای عادی ، ناخشنودند . شاید بسیاری از مجریان آموزش اینگونه فکر نکنند . من فکر نمی کنم که آنها واقعا آگاه باشند که در خصوص آموزش ویژه کودکان ناتوان چه باید بکنند و این امر آنها را از آنچه سعی می کنند انجام دهند باز می دارد .در برخی مناطق مدارس برنامه ای را پذیرفتند که این حضور به صورت عکس انجام می گرفت به این معنی که دانش آموزان عادی که نیازی به آموزش خاص نداشتند در برخی ساعات و در دوره های زمانی خاص به کلاسهای دانش آموزانی که نیاز به آموزش ویژه داشتند و از برخی ناتوانائی ها رنج می بردند آورده می شدند .فایده این عمل بنا به گفته برخی از معلمین که با آموزش کودکان ناتوان سرو کار داشتند آن است که این کار به دانش آموزانی که از ناتوانی شدید رنج می برند اجازه می دهد که در محیطی که با آن مانوس تر هستند و در آن احساس راحتی و آرامش می کنند حضور یابند .

نظام آموزشی در آمریکا

از طرف دیگر در مدرسه راکفلر این تدبیر اندیشیده شد که دانش آموزانی که از ناتوانی رنج می بردند در کلاسهای عادی حضور داشته باشند . در این اقدام معلم کلاسهای عادی هیچ بار و مسئولیت اضافی در قبال دانش آموزان ناتوان به دوش نداشت . اما معلمان ویژه ای برای آموزش این کودکان که تعداد کمی بودند اختصاص داده شده بود که به آنها آموزش می دادند . این معلمان ویژه کلیه وقت خود را با دانش آموزانی که معلولیت شدید داشتند سر می کردند و این دانش آموزان در کلاسهای عادی نیز حضور داشتند . یکی از مشکلات حضور دانش آموزان ناتوان در کلاسهای معمولی که بدان اشاره شده است این موضوع است که حضور در کلاسهای عادی دانش آموزانی را که از ناتوانائیهای شدید رنج می برند در یک محیط نا آشنا وارد می کند .در مورد ناتوانائی هایی که در یادگیری وجود داشت منابع ارشد مالی مدارس که در مناطق مرفه واقع بودند خدمات آموزشی تقویتی را در مقیاس آماده و ارائه کردند که برای مدارسی که در مناطق کم درآمد واقع بودند این مسئله غیر قابل تصور بود . در مدرسه راهنمایی و اندر بیت به طور مثال حتی دانش آموزانی که بر مبنای آزمونهای سراسری در سطوح متوسط قرار داشتند نیز برای برنامه های تقویتی انتخاب می شدند زیرا آنها به طور نسبی از تیپ نوعی یک دانش آمکوز در واندربیت نمره پایین تری کسب کرده بودند . یکی از معلمین در این خصوص می گوید :

در صد بالایی از دانش آموزان ما در این مدرسه از آموزش ویژه برخوردار هستند . در کلاسهای پنجم و هفتم بیش از ۲۵% کودکان آموزش ویژه می بینند .

نظام آموزشی در آمریکا

فواید این مسئله که دانش آموز به عنوان دانش آموزی طبقه بندی شود که باید آموزشهای تقویتی ببیند یا خیر ، برخی ها ملموس و برخی ها نا ملموس هستند . فاید ملموس این امر عبارت است از برخورداری از تعلیم خصوصی و ارتباط پیوسته و بیشتر با معلمین . فواید کمتر ملموس این امر عبارت است از کمتر شدن فشار بر روی عملکرد دانش آموز در یک محیط بسیار رقابتی .

بکی (Becky) که یکی از دانش آموزان مدرسه راهنمایی واندربیت است در برنامه ای به نام ((مهارتهای مطالعاتی منبع)) حضور داشت . این برنامه به او اجازه می داد که در روز یک بار در خصوص موضوعات در سی اش کمک بخواهد . او در ریاضیات مشکلی نداشت در نتیجه به طور طبیعی در درس ریاضیات به کمک نیاز نداشت اما در مطالعات اجتماعی و املاء به کمک نیاز داشت .وضعیت بکی در علوم تجربی نیز خوب بود . به طور خلاصه بکی دانش آموز متوسطی بود که احتمالاً در سایر مناطق از دانش آموزانی محسوب نمی شد که واجد شرایط شرکت در کلاسهای تقویتی باشند.

نظام آموزشی در آمریکا

یک معلم ریاضی در منطقه رولینگ هیلز (Rolling Hills) گفت که مدرسه به دانش آموزانی با شرایط هوشی بسیار بالا گرایش دارد و این امر وضعیتی را پدید آورده است که در آن دانش آموزان متوسط به عنوان دانش آموزانی که نیاز به آموزش ویژه و یا آموزش تقویتی دارند تعریف می شوند . او می گوید ((من فکر می کنم بسیاری از دانش آموزان چون نمرات پایین آورده بودند از آنها آزمون به عمل آمد . در حالی که مشخص شد آنها واقعا در سطح متوسط ضریب هوشی قرار داشتند . اما در رولینگ هیلز (Rolling Hills) آنها در سطح پایین تر از متوسط قرار گرفته بودند.))

در هر حال الگوی بالا ممکن است بیش از اینها شیوع داشته باشد . مدیر برنامه ویژه آموزشی در دبیرستان همیلتون گزارش داد که دبیرستان کمی به سمت الگویی که در آن دانش آموزان سطح متوسط ، سطح پایین محسوب می شوند جهت گرفته است زیرا این دبیرستان منابع برخورداری از چنین وضعیتی را دارا می باشد . طبق گفته او تعداد دانش آموزانی که در دبیرستان همیلتون از اینگونه خدمات و کلاسهای تقویتی بهره می برند ممکن است از سطح مورد انتظار در کل جمعیت آن فراتر برود .

نظام آموزشی در آمریکا

یکی از معلمین واندربیلت (vander bilt) گفت که در این منطقه والدین اغلب با قرار داده شدن بچه هایشان در کلاسهای تقویتی احساس راحتی می کنند زیرا این کار بار مسئولیت شخصی را از دوش کودکی که در این محیط بسیار رقابتی عملکرد ضعیفی دارد می گیرد .

برخلاف مدارسی که در مناطق مرفه قرار داشتند در مناطق فقیر نشین مربیان اشاره کردند که گرایش به سمت دانش آموزانی با ضریب هوشی پایین تر وجود داشت به این معنی که منابع و خدمات آموزشهای ویژه و آموزش تقویتی صرفا ً پاسخگوی نیازمندترین دانش آموزان بود و دانش آموزان با ضریب هوشی پایین تر واجد شرایط استفاده از این امکانات بودند .

نظام آموزشی در آمریکا

یکی از معلمان آموزش ویژه در این خصوص گفت که بسیاری از دانش آموزانی که نیاز به آموزش ویژه داشتند هنوز مورد شناسایی قرار نگرفتند و باید مورد شناسایی قرار گیرند . یک معلم کلاس چهارم اشاره کرد که حداقل ۸ نفر از ۳۰ دانش آموز او نیاز به کلاسهای تقویتی هندسه دارند . او همچنان گفت که حداقل سه نفر از این ۸ نفر باید آزمون ناتوانی یادگیری از آنها به عمل آید . در واقع فقط از یک نفر از این دانش آموزان آزمون به عمل آمد و اکنون خدمات و کلاسهای تقویتی هندسه را می گذرانند .

علاوه بر این بسیاری از معلمین بر این باور بودند که تعداد دانش آموزانی که نیاز به کلاسهای تقویتی و آموزش ویژه دارند در بسیاری از اجتماعات رو به افزایش است . یک معلم خاطر نشان کرد که بسیاری از دانش آموزان نیازمند به آموزشهای ویژه در مناطق فقیر نشین شهرها از مادرانی متولد شدند که در دوره بارداری مواد مخدر مصرف می کردند در مواردی که مادران از مواد مخدر استفاده می کردند تعداد کودکانی که از ناتوانائی های جدی تری رنج می بردند از نسل قبل بیشتر بود .همچنین در مناطق حاشیه شهری ای که ساکنان آن را طبقه متوسط تشکیل می دادند افزایش تعداد دانش آموزانی که مشکلاتی داشتند با تعداد زنانی که در حملشان با مشکل تولد دیر رس مواجه بودند نسبت داشت .

نظام آموزشی در آمریکا

فرایند تشخیص دانش آموزانی که به خدمات آموزشی ویژه دارند مسئله پیچیده ای است . یک معلم کلاس چهارم که در این کلاسهای ویژه تدریس می کرد می گوید که معیارهای گزینش دانش آموزانی که نیاز به آموزش ویژه و تقویتی دارند هر ساله با تغییر مدیریت مدارس تغییر می کند . طبق نظر این معلم در چهار یا پنج سال گذشته دانش اموزان به میزان لازم به شرکت در این کلاسهای تقویتی اختصاص داده نشدند . در طول این دوره یک هیئت متشکل از معلمین انتخاب شدند تا کلیه موارد را مورد بررسی قرار دهند .

بنا به نظر این معلم معلم کلاس چهارم دوره های عادی بود کودکان بسیاری وجود داشتند که احساس می کرد باید به عنوان دانش آموزانی که در یادگیری ناتوانی دارند محسوب شوند و در کلاسهای آموزشی ویژه جای گیرند . این موارد نشان دهنده آن است که چگونه خط و مشی های کلان بر گروهی که واجد آموزشهای ویژه هستند تاثیر گذار است و نیز گستره و نوع آموزشی که این افراد باید دریافت دارند را معین می کند .

نظام آموزشی در آمریکا

به طور خلاصه جای دادن دانش آموزان در گروههایی که نیاز به آموزش ویژه دارند به مناطق فقیر محدود نبوده است و گستره وسیعی را شامل می شده است . ما به هر حال در مناطق فقیر نشین شهرها اینگونه خدمات اموزشی تقویتی و ویژه به صورت محدودتری وجود داشته است . علاوه بر این معیارهای اینکه کدام یک از دانش آموزان به چنین آموزشهایی نیاز دارند در مناطق گوناگون بسیار متفاوت بود . به طور عام در مناطق فقیر نشین این گرایش وجود داشت که دانش آموزانی با ضریب هوشی پایین تر و ضعیف تر به عنوان دانش آموزانی محسوب شوند که به این نوع آموزشها نیاز دارند در حالی که در مناطق مرفه گرایش عمده آن بود که دانش آموزان با ضریب هوشی بالاتر و در سطح متوسط نیز به عنوان دانش اموزانی محسوب شوند که به چنین آموزشهایی نیازمندند . این امر تا حدی با منابع مالی ای کهبرای حمایت از این خدمات آموزشی در دسترس بود ارتباط داشت . عامل دیگر عبارت بود از مقاومت مدیران و هیئت مدیره مدارس مناطق فقیر نشین که مخالف اعمال محدودیت روی فرصتهای یادگیری دانش اموزان بودند .

آموزش کودکان تیزهوش نظام آموزشی در آمریکا

بیست سال قبل برای دانش آموزان تیز هوش و با استعداد برنامه های کمی وجود داشت . در سال ۱۹۹۰ ، ۳۸ ایالت به بیش از دو میلیون دانش آموز تیزهوش خدمات می دادند که از دانش آموزان مهدکودک تا دبیرستان را شامل می شد . ۲۶ ایالت مدارس را موظف به ارائه خدمات و برنامه های آموزشی برای کودکان تیزهوش کردند و ۲۷ ایالت قوانینی را گذراندند که مناطق را به ارائه چنین امکاناتی ترغیب می کرد . تنها ۶ ایالت فاقد چنین قوانینی بودند . به هر حال میزان دانش آموزانی که به عنوان دانش آموزان تیزهوش شناخته می شدند بنا بر اختلافاتی که در قوانین و فعالیتهای ایالتها وجود داشت تفاوت می کرد . به طور مثال در چهار ایالت بیش از ۱۰% دانش آموزان به عنوان دانش آموزان تیزهوش محسوب شدند و در ۲۱ ایالت این مقدار کمتر از ۵% بود . طبق اطلاعات NELS در سال ۱۹۸۹ میلادی ۶۵% مدارس دولتی فرصتهایی را برای دانش آموزان تیزهوش و با استعداد فراهم کردند و تقریبا ۹% کلیه دانش آموزان مقطع دبیرستان در برنامه های آموزشی مختص به کودکان تیز هوش و با استعداد شرکت کرده بودند (USDE 1993) .

دو رویکرد بسیار شایع در خصوص دانش آموزان تیزهوش عبارت است از رویکرد غنی سازی و رویکرد تسریع . غنی سازی نوعا به این معنی است که تمارین آموزشی متنوع تری در اختیار دانش آموزان قرار گیرد . برنامه های غنی سازی ممکن است شامل تمارین پس از کلاس و یا کلاسهای روزهای تعطیل شود که علاوه بر کلاسهای معمولی برای این دسته از دانش آموزان تشکیل می شود . همچنین در این رویکرد ممکن است کلوپهای خاصی تشکیل شود که علایق خاص این دسته از دانش آموزان در آن مورد توجه قرار گیرد (Colongelo and Davis 1991)

نظام آموزشی در آمریکا

رویکرد تسریع معمولا عبارت است از ورود زودهنگام به دوره های آموزشی از مهدکودک گرفته تا دانشکده ، جهش و یا گذراندن برنامه های جهشی نیمه وقت که در آن دانش آموز در یک یا دو زمینه در روز آموزشهای پیشرفته می بیند .در مدارس مورد مطالعه همگی دارای برنامه های خاصی برای کودکان تیزهوش نبودند . اما به هر حال برنامه هایی که در این خصوص وجود داشت مبتنی بود بر اولویتهای مدارس محلی مناطق . این برنامه ها طبق نظر مدیر مدرسه و یا هیئت مدیره طراحی و انجام می شد . اکثر معلمین و والدین معتقد بودند که دانش آموزان تیزهوش باید از طریق برنامه های ویژه برای توسعه نبوغ خود مورد ترغیب قرار گیرند . در میان برنامه های معدودی که برای این دانش آموزان وجود داشت می توان از برنامه های مدرسه ابتدایی راکفلر نام برد . در مدرسه ابتدایی راکفلر برنامه های آموزشی ویژه کودکان تیزهوش از کلاس چهارم آغاز می شد .دانش آموزان تیزهوش برای دریافت آموزش ویژه در مسائل درسی از جمله هندسه و قرائت از کلاسهای عادی خود بیرون کشیده می شدند . به همین نحو در مدرسه راهنمایی واندربیلت کلاسهای آموزشی ویژه برای کودکان تیزهوش از کلاس چهارم آغاز می شد .

از دانش آموزان در کلاس سوم آزمونی به عمل می آمد و بنا به گفته معلم ریاضیات در مدرسه واندربیلت ۹۰% معیارها برای پذیرش به عنوان دانش آموز تیزهوش مبتنی بر سنجشهای عینی بود . بنا به اعتقاد معلم ریاضیات مدرسه رولینگ هیلز تاکید روی معیارهای عینی ضروری بود زیرا بسیاری از والدین در منطقه رولینگ هیلز سعی می کردند مدرسه را ترغیب کنند که فرزندشان را در این برنامه های ویژه جای دهد .

نظام آموزشی در آمریکا

مادر یکی از دانش آموزان مدرسه واندربیت توضیح می دهد که چرا برای پذیرش دانش آموزان در این برنامه های خاص باید روی نمرات آزمون تاکید می شد : همیشه والدینی وجود دارند که احساس می کنند کودکشان نیاز دارد در برنامه توسعه یافته (برنامه تیزهوشان) درس ریاضی شرکت کند . اگرچه آنها در این خصوص کمترین آشنایی ای با معیارهای ارزیابی دانش آموز ندارند . من می دانم که والدین اینچنین با مدیر مدرسه ملاقات کردند و نمرات بچه هایشان را بیشتر کرده اند تا بچه هایشان در برنامه های کودکان تیزهوش شرکت کنند . هر یک از ما خواهان آن است که کودکش را غنی سازد .

دانش آموزان کلاس ششم منطقه رولینگ هیلز امتحانی را می گذراندند که موفقیت درسی در کلاسهای جبر را پیش بینی می کرد . دانش آمکوزانی که از یک حد معینی نمره بالاتری می آوردند از آنها خواسته می شد که برنامه ویژه کودکان تیزهوش را در کلاس ششم بگذرانند .

اگرچه برای دانش آموزان بسیار موفق کلاسهایی وجود داشته اما برنامه های کودکان تیزهوش در ریاضیات و علوم تجربی در مدارس راهنمایی و ابتدایی متوسط و یا کمتر از حد متوسط محدود بوده ویا اصلا وجود نداشت . برخی مدارس هیچ گونه برنامه ای برای کودکان تیزهوش نداشتند . مربیان اشاره کردند که این برنامه های منابع مالی را از سمت برگزاری کلاسهای جبرانی مورد نیاز در این مدارس منحرف می کرد . نبود برنامه های ویژه تیزهوشان در بسیاری از مدارس این تصور را تقویت می کند که دانش آموزان تیزهوش از سوی مدارس مورد غفلت قرار گرفته اند . یک معلم در مدرسه راهنمایی وست (west) گفت : من فکر می کنم که در نظام آموزشی آمریکا به دانش آموزان بسیار تیزهوش بی وفایی شده است . سایر معلمین ، والدین و مدیران مدارس نیز در این دیدگاه سهیم بودند.

تقسیم بندی کودکان استثنایینظام آموزشی در آمریکا

کودکان استثنایی به هفت گروه به شرح ذیل تقسیم می گردند:

. اختلال گفتاری

. ناتوانی یادگیری

. اختلال عاطفی

. عقب ماندگی ذهنی

. اختلال شنوایی

. آسیب دیدگی استخوانی

. آسیب دیدگی پزشکی

اهداف آموزشی

. فراهم نمودن امکانات آموزشی برای کودکان استثنایی با هر یک از معلولیتهای خاص

. آموزش تؤام این کودکان در کنار کودکان معمولی

سیاستهای آموزشینظام آموزشی در آمریکا

از جمله مهمترین سیاستهای آموزش استثنایی میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

. آموزش کودکان استثنایی بدون جداسازی از کودکان معمولی

. کودکانی که به دلیل معلولیتهای مختلف نمیتوانند درمدارس عادی حضور یابند در بیمارستانها و منازل و یا در مؤسسات عمومی و خصوصی بدون پرداخت هزینه از سوی والدین تحت مراقبت قرار بگیرند

آموزش معلمان

آموزش معلمین ابتدایی

شرایط آموزش و کسب گواهی نامه معلمین ابتدایی ( دبستان )و کودکستان ( مهد کودک ) از طریق دولتهای ایالتی تعیین می گردد که نیاز به امتحانات ورودی قبل از ورود به آموزش معلم ارجحیت داشته و مجدداً آموزش معلمی از قبل از کسب گواهی نامه تکمیل نمایند .

درپنج ایالت امتحان برگزار نمی گردد و در دوازده ایالت تنها ارزیابی جزئی از مهارت ها به عمل می آید.در سی و هشت ایالت نیاز به تکمیل برنامه تحصیلات تعیین شده در سطح دوره لیسانس به منظور کسب گواهی نامه و تکمیل رضایت بخش دوره عملی می باشد .

نظام آموزشی در آمریکا

تحصیلات دوره لیسانس باید در یک مؤسسه رسمی در ۴۷ الایت و در مؤسسه مورد تأیید ایالت در سه مرحله دیگر تکمیل گردد .اولین گواهی نامه آموزشی ، مدرک لیسانس همراه  با کسب گواهی نامه می باشد . اغلب بیشتر ایالتها سطوح تکمیلی کسب گواهی نامه ای که مبنی بر تجربه و آموزش اضافی باشد را پیشنهاد می نمایند و بسیاری از معلمین در این سطح مدرک فوق لیسانس را دریافت می نمایند . تکمیل و تداوم آموزش حرفه ای به منظور حفظ  گواهی نامه در ۴۲ ایالت ضروری و لازم می باشد .

آموزش معلمین متوسطه

شرایط آموزش و کسب گواهی نامه معلمین متوسطه از طریق هر ایالتی تعیین می گردد که نیاز و الزام به امتحانات ورودی قبل از ورود به آموزش معلم ارجحیت داشته و مجدداً آموزش معلمی را  قبل از کسب گواهی نامه تکمیل نمایند .

در۵ ایالت الزام به امتحان وجود ندارد و در ۱۲ ایالت تنها ارزیابی جزئی از مهارتها به عمل می آید . و ۱۹ ایالت الزام به یک دوره کارشناسی است که تمرکز اصلی اش بر روی رشته ای است که آموخته می شود و در ۲۵ ایالت تمرکز جزئی بر روی آموزش و یا الگوی دیگری از دوره های مربوطه ضروری و لازم می باشد.همچنین در۳۸ ایالت تکمیل و اتمام موفقیت آمیز دوره نظارت عملی ضروری میباشد.تحصیلات دوره لیسانس باید در یک مؤسسه رسمی در ۴۷ ایالت و در مؤسسه مورد تأیید ایالت در سه سطح دیگر تکمیل گردیده شود .

اولین گواهی نامه آموزشی مدرک لیسانس همراه با کسب گواهی نامه و جواز می باشد . اغلب ایالتها سطوح تکمیلی کسب گواهی نامه ای که مبنی بر تجربه و آموزش اضافی و بیشتر باشد را پیشنهاد مینماید وبیشتر معلمین این دوره حداقل مدرک فوق لیسانس را دریافت می دارند.تکمیل و تداوم آموزش حرفه ای در ۴۲ ایالت به منظور حفظ جواز و گواهی نامه ضروری و لازم می باشد .

آموزش معلمین استثنایی نظام آموزشی در آمریکا

معلمین آموزش ویژه دراغلب ایالتها تحت برنامه های ویژه ومشخص شده درسطح کارشناسی وسطح کارشناسی ارشد آموزش داده می شوند و همچنین بطور جداگانه تأیید و آموزش داده می شوند .

۴۷ ایالت چنین معلمینی را مطابق با تخصص خاص و ویژه ای که آنها کسب و تجربه کرده اند برای مثال آموزش ناشنوایان ، آموزش نابینایان و آموزش معلولینی که برای کار و حرکت آموزش داده می شوند ، تأیید و تصدیق مینماید.درحالیکه حداقل نیاز و شرط آکادمیک مدرک کارشناسی درارتباط با آموزش ویژه یا رشته ای مربوط به آن (مانند روانشناسی پرورشی) میباشد ، هدف چنین تصرف و دارائی معلم مدرک فوق لیسانس می باشد.پرسنل ویژه آموزش ندیده باید دراغلب ایالتهای آمریکا تأییدکردند؛این استثنائات شامل مدیران مدرسه ،رؤسای مدرسه(مشاوران)،پرسنل بهداشت مدرسه(روانشناسان،پرستاران)، کتابداران مدرسه و موارد دیگر میباشد.دربیشتر این رده بندیهای حرفه ای مدرک فوق لیسانس یا بالاتر برای اولین گواهی ضروری و لازم می باشد.مدیران مدرسه ، بویژه مدیران(ناظمان) و ناظران معمولاً به کسب گواهی نامه معلمی ملزم می گردند .

آموزش اساتیددانشگاهینظام آموزشی در آمریکا

قانون ایالت با درنظر گرفتن شرایط هیأت علمی در آموزش متوسطه تکمیلی متفاوت می باشد

مسؤولیت تعیین و مشخص کردن استانداردها و شرایط مراتب هیأت علمی و استخدام و تشویق و ارتقاء هیأت علمی بر عهده مؤسسه خاص و هیأت علمی ، اداره یا مدرسه درون یک مؤسسه می باشد .شرایطی که مؤسسات تعیین می نمایند ، مطابق با سطحی که هیأت علمی جهت آموزش تعیین شده اند و مطابق با موضوع رشته آموزش داده شده ، خواه تحقیق و پژوهش اعمال شده باشد یا نشده باشد ، خواه گواهی نامه حرفه ای یا صلاحیت مورد نیاز باشد یا نباشد و خواه طول دوره تمام وقت یا نیمه وقت باشد یا نباشد ، ممکن است متفاوت باشد.همچنین مؤسسات رسمی از هرگونه استاندارهای هیأت علمی که از طریق مؤسسه رسمی منطقه ای تعیین شده باشند پیروی می نمایند چرا که آنها ملزم و مطیع هر گونه استانداری  از جانب انجمن می باشند که برنامه های یک رشته خاص ویژه را تأیید و تصدیق می نماید.هیأت علمی آموزش دانشگاهی بطور کلی و همگانی برای کسب تخصصهای لازم و شرایط و صلاحیتهای آموزش ، اجراء تحقیق و پژوهش و مشاور در رشته حرفه ای خاص خودشان ، پیش بینی شده اند.

مدرک مورد نیازجهت تدریس در سطوح مختلف آموزشینظام آموزشی در آمریکا

. پیش دبستانی: حداقل مدرک کاردانی

. سطح اول : حداقل مدرک کارشناسی و در بیشتر موارد گذراندن در یک یا در سال برنامه های آموزشی برای شغل معلمی

. سطح دوم : حداقل مدرک کارشناسی و در بیشتر موارد گذراندن در یک یا در سال برنامه های آموزشی برای شغل معلمی

. سطح سوم: مقطع دکتری

حقوق و مزایای معلمین

نسبت دریافتی حقوق

طبق آمار سال۱۹۹۵،برای معلمان مدارس دولتی میانگین حقوق سالانه در حدود ۳۷۴۰۰ دلار است .طبق آمار سال۱۹۹۲،برای کلیه معلمان از سطح پیش دبستانی تا دبیرستان و مدارس دولتی وخصوصی با مدرک لیسانس میانگین حقوق دریافتی سالانه در حدود ۳۸۵۰۰ دلار است .

نسبت افزایش حقوق نظام آموزشی در آمریکا

حقوق معلمان معمولاً بر اساس آموزش و تجربه افزایش پیدا می یابد.علاوه بر این از سال ۱۹۸۱ تا سال ۱۹۹۵ حدود ۲۰ درصد و برای معلمان تازه کار با توجه به تورم ، از سال ۱۹۸۰ تا سال ۱۹۹۵ حدود ۲۴ درصد افزایش حقوق مد نظر قرار گرفته است.

مدت زمان تدریس به تفکیک دوره

. ابتدایی : ۳۳ ساعت + ۱۲ ساعت کار فوق العاده قبل یا بعد از مدرسه

. مقدماتی متوسطه : ۳۳ ساعت + ۱۲ ساعت کار فوق العاده قبل یا بعد از مدرسه

. تکمیلی متوسطه : ۳۳ ساعت + ۱۲ ساعت کار فوق العاده قبل یا بعد از مدرسه

 

  ارزیابی آموزشی نظام آموزشی در آمریکا

اقدامات و خط و مشی های نمره دهی و ارزیابی نمایانگر نگرشها و باورها در خصوص تفاوت توانایی های دانش آموزان بود . در مدرسه ابتدایی پارک مدیر مدرسه و هیئت مدیره خط و مشیی آسان گیرانه را در این خصوص اتخاذ کردند . در طول مصاحبه ها و مشاهدات ما اختلاف نظر بین معلمین و مدیران مدرسه در خصوص شیوه نمره دهی و ارزیابی کاملاً آشکار بود. یکی از معلمین از اعمال نظر مدیران در خصوص آسان گیری در نمره دهی معترض بود . او به شدت از این امر ناراحت بود و در عین حال نمی خواست نمراتی بدهد که دانش آموزان را مستحق آن نمی دانست .ترس این معلم در خصوص از دست دادن شغلش کاملاً بی اساس نبود . مدیر مدرسه آشکارا از شیوه نمره دهی این معلم ناراحت بود . برخی والدین و معلمین از سیاست آسان گیری در نمره دهی که توسط برخی مدارس از جمله مدرسه کینک و مدرسه پارک اتخاذ شده بود عصبانی بودند به طور مثال مادر یکی از دانش آموزان مدرسه کنیک گفت : مدرسه ما سعی می کند کاری کند که همه احساس موفقیت داشته باشند و به گونه ای عمل می کند که هر کس می تواند یک ستاره شود . اما دانش آموزان احساس خوشی نسبت به این موضوع ندارند . آنها می دانند که کاری

انجام نمی دهند . . .  .

نظام آموزشی در آمریکا

نمونه ذیل عمق احساسات یک فرد را در خصوص اقدامات مربوط به نمره دهی تبیین می کند معلمان مدرسه ابتدایی پارک اظهار کردند که از شیوه نمره دهی ناراضی اند به خصوص هنگامی که دانش آموزان بسیار ضعیف عمل می کنند . یک معلم در خصوص سیاستهای مدرسه در این باره چنین می گوید : من دانش آموزان را به مبنای تکالیفی که در خانه انجام می دادند ارزیابی کردم و به این خاطر دچار مشکل شدم . مدیریت مدرسه به این باور بود که دانش آموزان را نمی توانند به این شیوه کنترل کنند و چون خانه های آنها آرام نیست نمی توانند تمارین را در خانه انجام دهند . اکنون من دیگر تمارین خانه را در نمره دهی لحاظ نمی کنم . یکبار در مدرسه معلمی بود که به دانش آموزان همان نمره ای که شایسته اش بودند را می داد . یک بار مدیر مدرسه کارنامه های دانش آموزان او را دید و متوجه شد که سطح نمرات بسیار پایین است . مدیر از او خواست که نمرات را تغییر دهد . مدیر معتقد بود که حتی اگر واقعاً نمرات دانش آموزان پایین بود معلم باید به آنها نمرات بالاتری می داد زیرا مدرسه در پی آن است که به دانش آموزان اعتماد به نفس دهد . ما نمی خواهیم که با مردود کردن دانش آموزان اعتماد به نفس آنها را از آنها بگیریم . این معلم می گوید که من  با حفظ اعتماد به نفس دانش آموزان مشکلی ندارم اما این شیوه نمره دهی باعث می شود که آنها چیزی از مسئولیت پذیری یاد نگیرند.تنها مدرسه ابتدایی پارک نبود که سیاست آسان گیرانه ای در خصوص نمره دهی داشت . دردبیرستان کینک در مترو سیتی(metri   city ) نیز هیئت مدیره مدرسه طرفدار سیاست آسان گیرانه در این خصوص بود.در این مدرسه به منظور آنکه از تأکید زیاد به روی نمرات کم شود مدرسه ارسال لیست نمرات دانش آموزان به منازلشان را ممنوع کرد . در مدرسه کینک چنین لیستی وجود نداشت زیرا انها می ترسیدند که احساس بدی به دانش آموزان دست دهد .سیاست مدرسه در خصوص نمره دهی در سطح کلاس و در شیوه نمره دهی تک تک معلمین خود را نشان میداد .در مشاهده ای  که در یک کلاس هشتم در درس ریاضیات به عمل آمد معلم به کلیه دانش آموزان کلاس گفت که :

من خوشحالم که ۱۷ نفر از ۲۵ نفر شما نمره +A گرفته اید .آفرین، من فکر می کنم که تعداد بیشتری از شماها میتواند این نمره را بگیرد.این معلم با شیوه امتحان گرفتن جزوه باز توانسته  بود به دانش آموزانش کمک کند که چنین نمراتی بگیرند . همین طور آنها مادام که پاسخ خود را کامل نکرده بودند می توانستند  دوباره برگه های امتحانی خود را اصلاح کنند این کار ادامه داشت تا آنکه آنها بتوانند نمره عالی کسب کنند .در مجموع نمره دهی و ارزیابی مسئله عمده معلمین و والدین بود که با آنها دیدار داشتیم . برخی طرفدار آسان گیری در این خصوص بودند و یا آنکه طرفدار آن بودند که در امتیاز دهی به دانش آموزان کمتر به نمرات آنها توجه شود . در حالی که سایرین استدلال می کردند که در نمره دهی استانداردهای سفت و سخت تری رعایت شود .

نظام آموزشی در آمریکا

اگه سوالی داری و یا نیاز به راهنمایی دارین اینجا کلیک کنید

بازدید: ۹۰۲