مدرسه در منزل ، آموزش در خانه ، مدارس مشارکتی

محمد گنجی نوشته محمد گنجی جمعه - ۷ دی ۱۳۹۷

 مدرسه در منزل ، آموزش در خانه ، مدارس مشارکتی  عبارت است از آموزش و تعلیم کودکان در منزل، که معمولا بوسیلهٔ خود والدین و یا آموزگاران حرفه‌ای صورت می‌پذیرد، به‌جای آنکه، در فضای مدارس عمومی یا خصوصی انجام گیرد.
 مدرسه در منزل ، آموزش در خانه ، مدارس مشارکتی
این روش نوعی از آموزش به کودکان است که در داخل خانه صورت می‌گیرد. این آموزش غالباً توسط والدین یا معلم خصوصی انجام می‌شود.

مدرسهٔ خانگی یا مدرسه در منزل

مدرسهٔ خانگی یا مدرسه در منزل (به فرانسوی: École à la maison) عبارت است از آموزش و تعلیم کودکان در منزل، که نوعاً بوسیلهٔ خود والدین و یا آموزگاران حرفه‌ای صورت می‌پذیرد، به‌جای آنکه، در فضای مدارس عمومی یا خصوصی انجام گیرد. بسیاری از خانواده‌هایی که کار را با پیاده کردن ساختار آموزشی رسمی  مدرسه در منزل شروع می‌کنند، معمولاً به روش‌هایی برای ترویج آموزش در خارج از مدرسه روی می‌آورند که رسمیت کمتری دارند. آموزش در خانه (Homeschooling)، اصطلاحی است که استفاده از آن در آمریکای شمالی رایج است، درحالی‌که اصطلاح home education (با همان معنا) بیشتر در بریتانیا، سایر مناطق اروپا و در بسیاری از کشورهای دیگر رواج دارد. قبل از تصویب قوانین اجباری شرکت در مدرسه، بخش اعظم آموزش‌هایدوران کودکی توسط خانواده یا جامعه انجام می‌شد.در بسیاری از کشورها، تدریس در خانه، به معنای امروزی آن، به‌عنوان جایگزینی برای شرکت در مدارس دولتی و خصوصی تلقی شده و یک گزینه قانونی برای والدین به شمار می‌رود. اما در کشورهای دیگر، آموزش در خانه غیرقانونی بوده و یا محدود به شرایط خاصی است که در مطلبی تحت عنوان «وضعیت بین‌المللی آموزش در خانه و آمار و ارقام مربوط به آن» مورداشاره قرارگرفته است. بر طبق نظرسنجی‌های مرکز ملی آموزش خانگی در آمریکا، حدود سه درصد از کودکان در آمریکا در فاصله بین سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۲ ازمدرسهٔ خانگی استفاده کرده‌اند و از سال ۲۰۱۶ تاکنون در آمریکا حدود ۲/۳ میلیون دانش‌آموز آموزش‌دیده در خانه وجود داشته است (بریان، ۲۰۱۶). مطالعات نشان داده است که از میان این کودکان، ۸۳ درصد سفیدپوست، ۵ درصد سیاه‌پوست و ۷ درصد بومی آمریکای لاتین و حدود ۲ درصد نیز آسیایی و یا از جزایر اقیانوس آرام بوده‌اند.

انگیزه‌های آموزش در خانه – مدرسه در منزل

والدین دو انگیزه اصلی را برای آموزش در خانه مورداشاره قرار می‌دهند: نارضایتی از مدارس و علاقه به مشارکت بیشتر در فرایند یادگیری و رشد فرزندان خود. نارضایتی والدین از مدارس موجود، نگرانی دربارهٔ محیط مدرسه، کیفیت تدریس، برنامه آموزشی، زورگویی‌های سیستم آموزشی و نیز عدم اعتماد به توانایی مدرسه در برآوردن نیازهای خاص فرزندان آن‌ها ناشی می‌شود. بعضی از والدین آموزش در خانه را ازاین‌جهت انتخاب می‌کنند که بتوانند کنترل و نظارت بیشتری بر ماهیت و کیفیت محتوای تدریس شده داشته باشند و بدین‌وسیله استعدادهای فردی فرزندان خود را بهتر پرورش دهند، آموزش‌های مذهبی و اخلاقی مدنظر خودشان را ارائه دهند و از مزیت آموزش رودررو (یک‌به‌یک) بهره‌مند شوند؛ چراکه این نوع آموزش به کودک این امکان را می‌دهد که زمان بیشتری را صرف فعالیت‌های دوران کودکی، جامعه‌پذیری و یادگیری غیردانشگاهی بنماید.بسیاری از والدین نیز تحت تأثیر فلسفه‌های آموزشی افراد دیگری چون سوزان ساترلند ایساکس، شارلوت میسون، جان هولت و سر کنت رابینسون قرار دارند. همچنین آموزش در خانه را می‌توان یکی از عوامل تأثیرگذار در انتخاب سبک تربیتی دانست. آموزش در خانه می‌تواند گزینه‌ای برای خانواده‌های ساکن در مناطق روستایی دورافتاده باشد، یا آن‌هایی که موقتاً در خارج از کشور اقامت دارند و همچنین برای کسانی که مرتب در سفر به سر می‌برند. بسیاری از ورزشکاران جوان، هنرپیشه‌ها و موسیقیدان‌ها در خانه درس خوانده‌اند تا بتوانند خود را با برنامه‌های آموزشی و تمرینی خود وفق دهند. آموزش در خانه را می‌توان با مربیگری و کارآموزی هم مرتبط دانست که در آن یک معلم خصوصی سال‌ها با شاگرد خود کار می‌کند تا به‌خوبی او را پرورش دهد. در سالیان اخیر، مدرسه در منزل در آمریکا رواج بیشتری یافته و درصد کودکان بین سنین ۵ تا ۱۷ سال که از آموزش در خانه بهره می‌برند، از ۱/۷ درصد در سال ۱۹۹۹ به ۳ درصد در سال تحصیلی ۱۲–۲۰۱۱ افزایش یافته است.

مدرسه در منزل هوشمندانه ترین راه برای آموزش در قرن ۲۱

چند سال پیش زنی به نام آلیسون داویس، در ویلیامزتون نیوجرسی، به جای فرستادن دو فرزند خود به مدارس معمولی در خانه به آموزش آنها پرداخت. او یکی از افرادی است که آموزش در خانه را یک جایگزین عجیب و غریب برای مدارس سنتی نمی داند. از نظر او یک محیط کاری که همه افراد از مدارس مشابهی آمده و در سن یکسانی هستند زیاد مناسب نیست و جو مدارس سنتی زیاد واقعی نیست، دنیای واقعی در آموزش در خانه خلاصه می شود.رضایت آلیسون از دور نگه داشتن بچه های خود از مدارس محلی دولتی م خصوصی باعث گسترش این ایده در سراسر ایالات متحده شد و داده های اخیر جمع آوری شده توسط وزارت آموزش و پرورش نشان می دهد که ایده مدرسه در منزل در ده سال گذشته با ۶۱.۸ درصد افزایش به دو میلیون کودک یعنی ۴ درصد کل جمعیت جوان رسیده است.برخلاف این باور که مدارس خانگی برای افراد اخراج شده و ضد اجتماعی می باشد، حقیقت این است که برخی از دانش آموزان موفق در مسائل ریاضی افرادی هستند که به صورت خانگی درس می خوانند. بر اساس مطالعات اخیر آموزش در خانه می تواند یکی از بهترین راهها برای آموزش کوکان در قرن بیست و یک باشد.
شخصیت یک کلید است
کن رابینسون استاد قدیمی و سخنگوی TED، در کتاب خود با عنوان Creative Schools: The Grassroots Revolution That’s Transforming Education تاکید دارد که همه دانش آموزان افرادی منحصربفرد با استعداد، اضطراب، ترس، احساسات و آروزهای خاص خود هستند. بیشتر آنها می توانند با بیشترین سرعت و مورد نظر خود مطالب را یاد بگیرند.رابینسون در این کتاب هیچ اشاره ای مستقیمی به آموزش در خانه نکرده است.در حالی که مدارس سنتی بهترین تلاش خود را برای ارائه بهترین درس های فردی به دانش آموزان انجام می دهند، معلمان معمولا این کار را به صورت میانه انجام می دهند.دیویس می گوید پسرش لوک در ابتدا با خواندن شروع کرد، او در ابتدا از این کار لذت نمی برد و آن را خسته کننده می دانست. اما در نهایت تلاش خود را برای یادگیری افزایش داد؛ اما در مدارس دیگر معلمان تلاش زیادی برای این کار انجام نمی دهد.اثرات طولانی مدت شخصیت بسیار عمیق است. بر اساس یک مطالعه در سال ۲۰۰۹ که با استفاده از تست های استاندارد صورت گرفته، افرادی که در خانه آموزش می بینید، غالبا عملکرد بهتری دارند و اغلب وارد دانشگاه می شوند.
آیا مدارس خانگی افراد را منزوی بار می آورند
بزرگترین کلیشه در مورد مدارس خانگی این است که افراد را از رشد در جامعه محروم می کند. اما در واقع این بچه ها مانند بقیه دانش آموزان دیگر فعالیت های خود را انجام می دهند و گاهی اوقات از نبود بسیاری از مشکلات و سلسله مراتب اجتماعی که دانش آموزان در مدارس عادی دارند، لذت می برند.البته برخی از والدین در مدارس خانگی هم با مشکلاتی مانند نحوه کمک به فرزندان خود برای پیدا کردن دوست و برقراری روابط اجتماعی روبرو هستند. شاید استفاده از اینترنت در این مورد  کارساز و آسان باشد. مطالعه موسسه Pew در سال گذشته نشان داد که ۵۵ درصد از تمام نوجوانان به طور منظم از طریق رسانه های اجتماعی با دوستان خود ارتباط برقرار می کنند و ۴۵ درصد آنها از طریق کلاس های ورزشی، تفریحی و یا آموزشی با هم آشنا می شوند.

مدارس بیشتر از دانش آموزان کار می کنند – مدارس مشارکتی

همانطور که می دانید مدارس تحت فشار زیادی برای آموزش بچه ها هستند. ما انتظار داریم مدارس بچه ها را به جای افراد ضد اجتماعی و گنگ، افرادی باهوش، معقول، متکی به خود و خلاق بار بیاورد.بررسی های اخیر از ۱۶۵۰۰۰ دبیرستان نشان داده که کمتر از نیمی از آنها برای کالج و تحصیلات دانشگاهی آماده شده اند.اخیرا مدارسی تحت عنوان مدارس مشارکتی و در خارج چارچوب آموزش و پرورش ایجاد شده که اکثر مدارس مشارکتی مورد تایید مورد تایید اداره آموزش و پرورش نیستند.همچنین مدارس مشارکتی که برای اتباع خارجی ایجاد شده. هرچند اداره ی آموزش و پرورش اصرار دارد که مدارس مشارکتی خارج از چارچوب وجود ندارد و همه ی کسانی که تحت عنوان مدارس مشارکتی فعالیت دارند ، باید مجوز داشته باشند ، اما واقعیت متفاوت است. در این مدارس مشارکتی تمرکز بیشتر روی مهارت های زندگی است تا درس و حساب و هندسه! البته اگه معیار مشخص و چارچوب منظمی داشته باشند. مدرسه باید نظم داشته باشه اما الگوی تدریس می تونه متفاوت باشه . شاید مدارس مشارکتی که ما سراغ داریم بیشتر فرار از چارچوب خشک و بی مصرف مدارس سنتی هستند ولی نتوانسته ( یا نخواسته  )اند برای خود چارچوب ، نظم  و استراتژی تعریف کنند.