عربی کنکور ، روش مطالعه ی عربی ، بهترین کتاب عربی کنکور

نوشته محمد گنجی شنبه - ۱۴ مهر ۱۳۹۷

روش مطالعه ی عربی کنکور و بهترین کتاب عربی کنکور ، باتوجه به این که عربی ، یه درس بد قلق و دردسرساز برای بچه هاست.
عربی کنکور
درس عربی در کنکور سراسری ۲۵ تست را به خودش اختصاص داده است. ضریب این درس در تمامی گروه های آزمایشی ۲ است. درس عربی چند بخش دارد که در کنکور از آنها سوال مطرح می شود.۸ سوال از مبحث ترجمه پرسش می شود که ۵ سوال ترجمه عربی به فارسی است. ۲ سوال ترجمه فارسی به عربی است و ۱ سوال هم سوالی مفهومی است. بعد از سوالات بخش ترجمه یک متن داده می شود و ۹ تست از آن مطرح می گردد که ۴ تست آن مربوط به متن درک مطلب است ۲ تست از مبحث حرکت گزاری و ۳ تست از مبحث تجزیه و تحلیل پرسش می آید. در انتها نیز ۸ تست از قواعد عربی مطرح می شود.در صد بچه ها در درس عربی خیلی پایین هست. پس موفقیت در این درس کمک زیادی به موفقیت شما می کنه.

روش مطالعه ی عربی کنکور

بهتر است که در تابستان  قواعد عربی کنکور  را جمع کنید و در طول سال فقط و فقط تست بزنید و دوره کنید. برای یادگیری اصول مطالعه به بخش مشاوره درسی مراجعه کنید.این مطلب هم به تدریج کامل تر خواهد شد.

روش مطالعه ی عربی کنکور و ترجمه:

در ترجمه اول به سراغ انواع فعل ها بروید و سعی کنید روی این مبحث تسلط کامل را پیدا کنید.داوطلب باید روش های تست ترجمه و رد گزینه ها را یاد بگیرد.، داوطلبان بعد از فراگیری نکات تست زنی و قواعد مربوط به ترجمه  مثل توجه به فعل و اسم های جمع و مفرد و معرفه و نکره و….. به زدن تست های سراسری بپردازند. در قالب این تست ها نکاتی بدست می اید که بسیار مفید هستند و حتما به خلاصه برداری این نکات نیز بپردازید.برای لغات و ترجمه روزی نیم ساعت وقت بگذارید. یعنی لغات پایانی کتاب های درسی عربی کنکور را مطالعه کنید نکات ترجمه هر درس رو بعد از خوندن قواعد رو از کتاب کمک آموزشی بخونید…چون سوال های ترجمه در کنکور باید خیلی تکنیکی و سریع حل شود پس با این راه کار های ترجمه ای تستی خیلی ساده میتونید در کمترین مدت ممکن خودتونو به سطح عالی برسونید.این که مثلا مفعول فیه چه نوع ترجمه ای دارد…
یا مثلا انواع اسم های موصول اگر در قبل از اسم اشاره قرار بگیرند چطور ترجمه میشوند یو نکاتی شبیه این ها.بعد از یاد گیری این نکات حتما سراغ تست زدن برید.در عربی هر نکته ای که یاد میگیرن باید پشتش تست بزنید… نکته یاد گرفتن بدون تست زدن در عربی باد هواست…در ضمن برای تست های ترجمه حتما از روش های سریع استفاده کنید نه این که بخواید کل متن سوال رو ترجمه کنید… نه… توسط پیدا کردن  یک یا دو غلط در گزینه ها میتونید پاسخ تست رو پیدا کنین.خواندن متن های (( حول النص )) و (( کیف اَسالت )) برای ترجمه های عربی به عربی ( قرابت معنایی ) بسیار مهم اند.و همچنین تاثیر بسزایی در تقویت شَم عربی شما دارد.بسیار مهم است توجه ویژه به کادر های (( کارگاه ترجمه ))

روش مطالعه ی عربی کنکور و درک مطلب:

برای تسلط به درک مطلب زدن شبانه یک درک مطلب از سال های گذشته کنکور سراسری کمک زیادی به افزایش سرعت العمل شما در خواندن متن های عربی می کند. برای ۳ تستی که مربوط به تجزیه و تحلیل است با فراگیری قواعد پاسخ دادن به این تست ها نیز برایتان هموار و آسان خواهد شد به شرطی که به صورت دقیق و مفید مطالعه کنید. در درک مطلب حرکت گذاری و تجزیه و تحلیل بسیار مهمه.متون درک مطلب ، شامل لغات بسیار مهم می باشد. برای ترجمه و درک مطلب حتما با فعل و انواع آن شروع کنید. بسیاری از لغات عربی کنکور  ریشه ی فعل دارند. پس ترجمه ی آنها راحت تر خواهد بود . سه حرف اول کلمه را بدانید معنی کلمه مشخص می شود. به اعراب کلمات دقت کن! ( منصوب – مرفوع – مجرور – مجذوم )

روش مطالعه ی عربی کنکور و قواعد:

بعد از یادگیری کامل قواعد درس عربی به وسیله جزوه استاد و منبع کمک آموزشی خود توصیه می شود تمامی متن های کتاب های عربی را به تجزیه و تحلیل و اعراب گذاری آنها بپردازید این کار کمک می کند از آموخته های خود در عمل نیز استفاده کنید. این در حالی است که سوالاتی نیز به طور مستقیم از متن های کتاب های عربی در کنکور سراسری مطرح می شود. بعد از انجام دادن این کار زدن تست های کنکور سراسری نیز بر تسلط شما در بخش قواعد درس عربی می افزاید.از خلاصه نویسی نکات در مطالعه درس عربی کنکور  غافل نشوید چه در مبحث قواعد کلی این درس چه در بخش ترجمه آن. می توانید این خلاصه ها را به شکل روش درختی در برگه هایی بزرگ نوشته و در اتاق خود بچسبانید و روزانه وقت اندکی برای مرور آنها بگزارید و مابقی وقت خود را به تست زنی در این درس بپردازید. همچنین توصیه می شود به لغات انتهای کتاب های درسی عربی نیز تسلط پیدا کنید که برای این کار کتاب های بسیار خوبی در بازار موجود است.توجه داشته باشید که بهتر است با مشورت با مشاور خود یک منبع کمک آموزشی مناسب را برای فراگیری این درس انتخاب کنید. مهم ترین توصیه ای که برای مطالعه درس عربی داریم این است که نحوه برخورد با هر تست از هر مبحث مختلف درس عربی کنکور را به وسیله تست زنی زیاد فرا بگیرد.
در تست های درک مطلب که معمولا وقت گیر هستند شناخت ظرف مکان و زمان و اعداد و همچنین لغات بسیار با اهمیت است. برای حل سوالات شَکِل دانستن قواعد عربی کنکور  به ویژه علم نحو* و همچنین تسلط بر حرکت گذاری و اعراب کلمات ضروری است. برای حل سوالات تجزیه تسلط بر اقسام کلمه در عربی کنکور ( فعل_اسم_حرف) و همچنین علم نحو لازم و ضروری است.

محمد امین روان‌بخش، رتبۀ ۲ گروه آزمایشی علوم تجربی:

متن درس‌های کتاب درسی را با دقت می‌خواندم؛ چون اسکلت‌بندی سؤال‌های آزمون سراسری از کتاب درسی است و لغات آخر کتاب را نیز با دقت می‌خواندم. در کل، چون سال دوم و سوم خوب کار کرده بودم، برای این درس وقت زیادی نمی‌گذاشتم و بیشتر تست می‌زدم.

سید شایان پور میر بابایی، رتبۀ ۱ گروه آزمایشی علوم تجربی:

به نظر من، عربی کنکور یک مجموعه قواعد دارد که خواندنی است و در ابتدا باید به این قواعد مسلط شد و سپس تست کار کرد. این قواعد حتی در مبحث ترجمه هم مهم است. من برای عربی کنکور  از سال دوم به طور جدی شروع به مطالعه کردم، اما تسلطم را در سال سوم به دست آوردم و سال چهارم بیشتر تست می‌زدم.

  زهره بابایی، رتبۀ  ۱۳ گروه آزمایشی علوم انسانی :

از سال دوم به صورت جدی عربی کنکور را برای آزمون سراسری خواندم. ابتدا قواعد را (همراه با پیش‌خوانی) به صورت کامل در کلاس یاد می‌گرفتم و سپس تمرین‌های کتاب را به طور کامل حل و تمام متن دروس و گزاره‌های داخل تمرین‌ها را تجزیه و تحلیل می‌کردم و این روند را تا پایان سال آزمون سراسری ادامه دادم و بعد از کتاب، برنامه‌ حجیمی برای تست زدن طراحی کردم؛ به طوری که اکثر کتاب‌های تست  موجود در بازار را چند بار حل کرده بودم؛ البته کتاب درسی همیشه برای من اولویت داشت و عربی سه سال دبیرستان من آن قدر نوشته شده و سیاه است که قابل خواندن مجدد نیست، و حتی تمام جمله‌های جزوۀ دبیرم را تجزیه و تحلیل کردم  و مجبور شدم که دوباره جزوه‌ جدیدی را تهیه کنم.

مجتبی جعفری مسلم، رتبه ۱۳۸ گروه آزمایشی علوم انسانی :

ابتدا قواعددرس عربی کنکور  را از روی جزوه یا کتاب‌های کمک درسی مطالعه و سپس همان قواعد را در دفترجداگانه خلاصه نویسی و در نهایت تست زنی را شروع می‌کردم.تست‌ها را در طول هفته تقسیممی‌کردم؛ به طوری که هر روز یک یا نیم ساعت از مطالعه خود را به تست‌زنی عربی اختصاصمی‌دادم، یعنی همۀ تست‌ها را در یک روز تمام نمی‌کردم؛ زیرا این عمل، همباعث خستگی ذهن و زده شدن از درس عربی و هم باعث یادگیری ناقص آن درس می‌شود. اینشیوه که من هر روز در برنامه‌ مطالعاتی‌ام تست زنی عربی داشته باشم، باعث می‌شد که منهر روز قواعد را مرور کنم و با آرامش تمام، ریز به ریز نکات را تحلیل کنم و ۹۹ درصدنکات همان درس را یاد بگیرم و سپس تمام نکات مهمی را که در پاسخنامۀ تشریحی تست‌هاوجود دارد، در دفترچه‌ای جداگانه یادداشت می‌کردم و این دفترچه را همیشه همراه خود داشتم و در اوقاتی که داخل ماشین بودم  یا در وقت‌های تلف شده، آن نکات را مرور می‌کردم.
بعد از آنکه همه‌ تست‌ها را زدم و بر قواعد مسلط شدم، این قواعد و نکته‌هایآن را  روی قرآن کریم تمرین کردم؛ برای مثال، در مبحث اعلال، فعل‌های معتل را از رویقرآن پیدا نموده و نوع فعل معتل و نوع اعلالی را که در آن صورت گرفته است مشخص کردم. این تمرین و تکرار باعث شد که بیشتر و بیشتر بر مباحث درس عربی کنکور  مسلط شوم.

علی ولایی، رتبۀ ۱ گروه آزمایشی علوم انسانی :

در عربی کنکور  پایه‌ام ضعیف نبود و به خاطر  علاقه‌ام به این درس ، مطالعۀ آن برایم سخت نبود؛ هر چند که در درک مطلب کمی مشکل داشتم؛ چون معتقدم که سؤال‌های این بخش کمی سلیقه‌ای است. در کل، تمام دروس، بخصوص درس‌های تفهیمی مثل عربی  یا ریاضی، را روز خوانی می‌کردم؛ یعنی همان روز که معلم درس می‌داد، زمانی را در خانه برای مطالعه  آن دروس اختصاص می‌دادم.

تارا فرسادفر، رتبۀ ۱ گروه هنر  :

به نظر من، درس عربی کنکور  با تمرین زیاد جواب می‌دهد. برای فراگیری این درس، ابتدا قواعد را می­خواندم و بعد با تست زدن نکته‌ها را در ذهنم تثبیت می‌کردم؛ حتی ترجمه را هم با تست زدن در ذهنم تثبیت می­کردم؛ البته در درک مطلب تا فروردین مشکل داشتم، اما بعد از تعطیلات نوروزی، وقت زیادی روی درک مطلب گذاشتم و در این بخش هم مسلط شدم.

نگین یغمایی، رتبۀ ۲ گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی:

بعد از امتحانات نهایی نیز سؤال‌های عربی کنکور  همه آزمون‌های سراسری سال‌های اخیر را حل کردم و هر روز یک آزمون سراسری عربی کنکور  می‌دادم و یک درک مطلب کار می‌کردم. در طی سال هم با آزمون‌های آزمایشی که در آنها شرکت می‌کردم، جلو می‌رفتم.

امید شمس‌اللهی، رتبۀ ۲ گروه آزمایشی علوم انسانی :

سال چهارم هم دبیرمان تمام تست­های آزمون‌های سراسری و آزاد ۱۰ سال اخیر را سر کلاس می‌آوردند و هر جلسه دو مجموعه کامل تست می‌زدیم و ایشان هر تستی را که می‌دیدند مشکل است، توضیح می‌دادند و قواعد عربی کنکور  مرتبط با آن سؤال را دوره می‌کردند.

الهام حبیب‌زاده، رتبۀ ۴ گروه آزمایشی علوم انسانی:

تابستان منتهی به سال چهارم، عربی کنکور  را شروع کردم. ابتدا هر مبحث را می‌خواندم و سپس برای آن، تست می‌زدم. از مهرماه به بعد، مطالعه عربی‌ام محدود به گوش دادن در سر کلاس شد و هر دو روز یک بار هم تست می‌زدم. از بهمن ماه، آزمون‌های سراسری عربی چهار گروه آزمایشی دیگر را زدم (فقط تست‌های عربی گروه آزمایشی خودم را در این زمان نزدم)؛ یعنی هر روز در مدت ۳۰ دقیقه، دو مجموعه از تست‌های عربی را تا آزمون سراسری پاسخ می‌دادم و تا اسفند ماه همه تست‌ها را زده بودم.

علی عجم، رتبۀ ۲  گروه آزمایشی علوم تجربی :

مشخص است که اگر سال دوم و سوم را خیلی خوب خوانده باشی، سال چهارم مشکلی نخواهی داشت. من چون به عربی نسبتاً مسلط بودم، اوایل سال چهارم نگاهی گذرا به نکات قواعد عربی کردم و بعد از آن فقط تست می‌زدم. شاید بتوانم بگویم که از آبان ماه به بعد لای کتاب عربی را باز نکردم، اما زیاد تست می‌زدم.

روژان ربانی، رتبۀ ۷ گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی:

متن کتاب‌ها را به طور کامل تجزیه و ترکیب می‌کردم. سال چهارم در ابتدا خیلی روی لغت کار نمی‌کردم، اما دو سه ماه آخر، روی لغت وقت گذاشتم. برای تست هم فقط تست‌های آزمون سراسری را کار کردم و سراغ کتاب‌های کمک آموزشی و تست‌های متفرقه نرفتم. به داوطلبان هم پیشنهاد می‌کنم که اگر در قواعد عربی کنکور  ضعیف هستند، کل گزینه ­های سؤال­های آزمون سراسری سال‌های گذشته را تجزیه و ترکیب کنند.

 کتاب های مفید عربی کنکور:

کتاب های خوب و مفید عربی کنکور کمک می کنه تا مطمئن تر حرکت کنین. کتاب عربی کامل گاج – کتاب عربی کنکور انتشارات خیلی سبز. کتاب عربی مبتکران، کتاب و دی وی دی های عمار تاجبخش( عربی به سبک عمار) جزو کتاب های مفید هستند.

چه جوری مفعول را در عربی کنکور  پیدا کنیم و نقش مفعول چیه .نویسنده حسن هشترودی

روزی شخصی از روزگار پرسید چگونه است که در چرخ و فلک تو گروهی بالانشینند و گروهی پایین نشین . .!  روزگار لبخندی زد وگفت نگران نباش “چرخ و فلک می چرخد” .تواین هوای سرد زمستونی سلام گرمم رو به گرمی پاسخ بدید که سخت هممون به ها های گرمای همدیگه نیازمندیم…خوبید خوشید روبه رشدید ایشالله ؟!…خب امیدکه بهترم بشید .. اوضاع درس و مدرستون میزون هست یا بازم غرغرو بهانه گیری و چه کنم چه کنم و فلان وبهمان…درهرصورتی که باشید الان بااین زنگ عربی همتون رو سرحال سرحال می کنم…فقط لطفا توجهتون روبه من کنید    تمرکز کنید     چندتا نفس عمیق بکشید     شرایط رو مهیا کنید   مثل نور کافی   برطرف کردن عوامل حواسپرتیتون  خاموش کردن موبایلتون      یاشایدم کمی استراحت و… بریم ؟؟  آماده شدید ؟؟..   کنکور ! هروقت اکی بودید برید وادامه مطالب روبخونید وتمریناتش رو انجام بدید….  .لطفا درغیر این صورت ازخوندن ادامه مطالب صرف نظر نمایید…….ممنون از همکاریتون..

 چه جوری مفعول را در عربی کنکور پیدا کنیم : مفعول به (یاهمون مفعول خودمون)

همیشه منصوب است …منصوب یعنی اینکه
الف) آخرش فتحه یا تنوین نصب (دوتا فتحه بالای حرف آخر کلمه) دارد…مثل  ” شاهدت فاطمه سیاره ” فاطمه فاعل است پس مرفوع است پس آخرش ضمه قرارمی دهیم / سیاره مفعول ومنصوب است وچون نکره است روی “ه” تنوین نصب قرار میدهیم..
کی باید آخر یک کلمه تنوین بزاریم وکی نباید تنوین بزاریم؟
جواب : اولا یادتون باشه که تنوین هیچ وقت با افعال نمی آید یعنی اگه شما کلمه ای رادیدید که تنوین دارد سریع بگید که آن کلمه اسم است نه فعل……ثانیا تنوین سه جوره  اگه دوتا فتحه ای باشه میگیم “تنوین نصب”  اگه دوتا کسره ای باشه میگیم ” تنوین جر”  واگرهم به شکل دوتا ضمه ی رو هم اومده باشه میگیم ” تنوین رفع”……ثالثا تویه اسم هیچ وقت تنوین با “ال” تعریف ( یا ال معرفه ساز ) همزمان وبا هم نمی تونند بیایند.. یعنی این اسم مورد نظر ما یاباید اولش ” ال” اومده باشه ( مثل السیاره ) یا آخرش تنوین اومده باشه ( مثل سیارهّ ) ….خب بااین مقدمه حالا بریم سراغ جواب سوال.

یک اسم در موارد زیر نباید تنوین بگیرد :

۱) وقتی “ال” تعریف دارد. (هراسمی که با ال شروع شود مثل المدرسه البنت المعالی ..)
۲) وقتی مضاف باشد یعنی بعدش ضمیری یا اسمی آمده باشد که نقش مضاف الیه گرفته باشند .
۳) وقتی غیرمنصرف (که اسامی دیگش عبارتند از  ممنوع من الصرف / مالاینصرف / لایقبل التنوین ) باشد.(برخی از اسامی غیرمنصرف عبارتند از : اسامی شهرها و کشورها / اسامی خانم ها / اسامی غیرعربی مثل داریوش فرعون عیسی موسی/ اسامی بروزن مفاعل و شبیهش مثل مدارس مشاهیر فواید / اسامی بر وزن افعل مثل اکبر اصغر اصعب اجمل )
۴) وقتی که مبنی باشد.( این اسامی راپایین توضیح دادم)
نگاه کنید مثلا توترکیب اضافی ” تلمیذ المدرسه ” ماحق نداریم به تلمیذ تنوین بدیم چون مضاف شده  ماحق نداریم به المدرسه تنوین بدیم چون با ال اومده…از طرفی اتفاقا باید توترکیب وصفی  ” تلمیذ مودب ” حتما به هردوتااسم تنوین بدیم چون هیچ کدوم از شرایط فوق روندارند…

ب) به آخراسم “ین” چسبیده باشد .

.دقت کنیم که وقتی آخر اسمی “ین” باشد این اسم یا درحالت نصبی است یادرحالت جری..واین که کدامیک از این دو مورد است بستگی به این دارد که اسم مورد نظر در جمله چه نقشی گرفته است ( مثلا اگر چنین اسمی مفعول باشد می گوییم “ین” آمده نشانه نصب بودن آن است اما اگر مضاف الیه باشد یا پس از حرف جر آمده باشد حالا می گوییم “ین” آمده نشانه مجرور بودن اسم مورد نظر است.) به این مثالها دقت کنید : “شاهدت فاطمه المعلمین” (فاطمه معلم ها را دید) دراین جا چون “شاهدت” فعل متعدی است پس  نیازمند مفعول به منصوب است بنابراین وجود “ین” در اسم “معلمین” نشانگر حالت نصبی اسم است…” سلمت فاطمه علی المعلمین”(فاطمه به معلم ها سلام کرد)  دراین مثال اسم “المعلمین” پس از حرف جر “علی” آمده است وبنابراین نقش آن مجرور بحرف جر است پس می توان نتیجه گرفت که وجود “ین” درپایان این اسم نشان دهنده حالت جری آن است نه حالت نصبی آن…..نکته مهم دیگر درباره “ین” این است که ممکن است آخر اسمی “ین” آمده باشد ولی اصلا معنای منصوبی یا مجروری ندهد چراکه نون در”ین” جز خود کلمه بوده است نه زاید برآن مثلا در کلمه ” سلاطین” درست است که آخر کلمه به “ین” ختم شده است ولی وقتی دقت می کنیم می بینیم که این اسم جمع مکسربوده ومفردش “سلطان” است بنابراین نون مال خود کلمه است کلمه ای مانند “مساکین” نیز دقیقا این گونه است ومفردش”مسکین” است..حالا اینهارا مثلا مقایسه کنیدبا کلماتی مانند ” مومنین  معلمین  مسلمین ”  چنانچه واضح است این کلمات مفردشان به ترتیب ” مومن  معلم  مسلم” بوده است ونون در”ین” ازآن خودکلمه نبوده وزایدبرکلمه می باشد..به این ترتیب یادگرفتیم که “ین” زمانی نشان دهنده منصوب یا مجروربودن اسم است که نونش زایدباشد.

ج) دراسامی ” اب  اخ  ذو ” همراه با “الف” می آید…

این سه اسم (البته به همراه دو اسم “حم  فم”) به اسامی خمسه معروفند….این اسامی وقتی درنقش مفعولی ظاهر می شوند با الف نمایش داده می شوند به این شکل ابا  اخا  ذا …البته مشروط به سه شرط…مفردباشند   مضاف الیه داشته باشند    مضاف الیه شان ضمیر “ی” نباشد..بااین سه شرط اگر نقش مفعول به بگیرند آنگاه علامت نصبشان “الف” خواهدبود به این مثالها توجه کنید: شاهدت فاطمه اباک( فاطمه پدرت رادید) چنانچه می بینید “اب” جزء اسامی خمسه است اتفاقا هرسه شرط فوق رانیز داراست به همین خاطر وقتی درجمله نقش مفعول منصوب گرفته است نشانه ی نصبش “الف” است..حالا به این مثال توجه کنید : شاهدت فاطمه ابوین(فاطمه دوپدری رادید) حالا شرط اول درمورد کلمه “اب” رعایت نشده است چراکه قراربود “اب” مفرد باشد وحال آنکه به شکل مثنی آمده است( ین کسره دارآخراسم نشان دهنده مثنی یا دوتایی بودن کلمه است مثلا “تلمیذ “یعنی یک دانش آموز اما “تلمیذین “یعنی دو دانش آموز) لذا اینجا نمی توانیم نشانه نصب رابا الف نمایش دهیم..ومثالی دیگر : شاهدت  فاطمه الاباء(فاطمه پدران رادید) بازهم اینجا شرط اول رعایت نشده است چراکه اسم “اب” به شکل جمع مکسرآورده شده است نه مفرد!! پس بازهم اینجا نمی توانیم نشانه منصوب بودن رابا “الف” نمایش دهیم…حالا مثالی دیگر : شاهدت فاطمه الاب(فاطمه پدررادید) دراینجا شرط دوم ازشروط سه گانه رعایت نشده است یعنی اگرچه برمبنای شرط اول لازم بوده “اب” مفرد بیاید که آمده اما برمبنای شرط دوم لازم بود که مضاف الیه هم داشته باشد درحالی که می بینیم چنین اتفاقی نیوفتاده است و”اب” تنها آمده است.بازهم اینجاهم گرچه نقش کلمه”اب” مفعول ومنصوب است لاکن حق نداریم نشانه منصوب بودنش را با “الف” نشان دهیم ومثلا بگوییم “شاهدت فاطمه ابا” نه این کاملا غلط است(نشانه نصب دراین حالت فتحه بالای حرف “ب” درلفظ”اب” خواهدبود)

د) دراسامی جمع مونث سالم نشانه نصب کسره ایست که درآخرکلمه ظاهر می شود…

حتما ازمن هشترودی دارید می پرسید که چه اسمی جمع مونث سالم است؟ به طورکلی اگر اسمی به ” ات” ختم شود می گوییم آن اسم جمع مونث سالم است به شرطی که “ت” جزء خود آن اسم نباشد یعنی زایدباشد مثلا این اسامی همگی جمع مونث سالم اند ” معلمات مومنات مسلمات ممرضات ” چراکه مفردشان به ترتیب “معلمه مومنه مسلمه ممرضه” همانطوریکه می بینید حرف “ت” دراین اسامی زاید است وجزء مفرد کلمه به حساب نمی آید  اما حالا به این اسامی توجه کنید ” ابیات اوقات اصوات ” مفرداین اسامی به ترتیب عبارتند از”بیت وقت صوت” چنانچه می بینید حرف “ت” دراین اسامی جزء مفرد کلمه است وزایدنیست پس این اسامی نمی توانند جمع مونث سالم باشند بلکه اینها جمع مکسرند یااسمی مثل “نبات” گرچه به “ات” ختم شده اما این کلمه اساسا جمع نیست که حالا بخواهد جمع مونث سالم باشد این کلمه مفرداست به معنی “گیاه”..خب بااین توضیحات مقدماتی حالا می گوییم اگراسمی جمع مونث سالم باشد ودرحالت منصوبی قراربگیردفتحه نمیگیرد بلکه کسره می گیرد..نگاه کنید مثلا دراین عبارت شاهدت فاطمه التلمیذات(فاطمه دانش آموزان رادید) ..تلمیذات نقش مفعول راگرفته است حالا سوال این است که این منصوب بودن را چگونه نمایش می دهد..بله درست است باکسره ای که زیر حرف “ت” درلفظ “التلمیذات” می گذارد..خب این هم یک نشانه برای منصوب بودن..عجب پس گاهی اوقات کسره میتواند نشانه منصوب بودن باشد!!

ه) دراسامی مبنی می گوییم علامت منصوب بودن محلی است…اول ببینیم چه اسمهایی مبنی اند :

۱) ضمایر چه ازنوع منفصل وجداباشند( مثل هو هی هم انت انا …) چه ازنوع متصل وچسبیده باشند( مثل ه ها ک کن ی نا…)
۲)اسامی شرط مثل ” ما(هرچه)  من(هرکه)  اینما(هرجا)  متی ما(هروقت)  مهما(هرطور) “(دقت کنیم که ” ان ” به معنی “اگر” حرف شرط است نه اسم شرط ومی دانیم هم که حروف هیچ نقشی نمی گیرند پس تبعا منصوب بودن هم برای آنان طرح نمی شود)
۳)اسامی استفهام یا پرسشی مانند ” کیف(چگونه)  ما(چه چیزی)  من(چه کسی)  متی(چه زمانی)  لماذا(چرا)  این(کجا) ” ( توجه کنیم که “هل” و ” أ ” هردوحرف استفهام هستند نه اسم استفهام..یادتون باشه من یعنی خودم حسن هشترودی دارم بهتون گوشزد میکنم که تنها اسم استفهامی که مبنی نبوده بلکه معرب است لفظ ” ای ” به معنی “کدام” است)
۴)اسامی موصول مثل ” من(کسی که)  ما(چیزی که)  الذی  التی  الدین  اللاتی”..حواستون باشه ها که توموصولات مثنی هاشون معربند نه مبنی پس به “اللذین اللذان  اللتین  اللتان” نگید محلا ها…
۵)اسامی اشاره یا ضمایراشاره مثل ” هذا هذه ذلک تلک هولاء اولیک”…تواین جاهم مثل موصولات باید حواسمون جمع باشه چون مثنی های اشارات هم معربند نه مبنی…پس لفظ محلا رابه این اشارات منتسب نکنید : هذان هذین هاتان  هاتین
خب پس فهمیدیم پنج دسته از اسامی مبنی هستند..حالا یادمی گیریم که اگه یکی ازاین موارد منصوب شد حرکتی یا حرفی چیزی به آخرشون اضافه نمی کنیم بلکه فقط می گیم “محلا منصوب” و خلاص!  باین مثالها توجه کنید : شاهدت فاطمه تلک المعلمه( فاطمه آن معلم رادید) لفظ “تلک” نقش مفعول منصوب گرفته است دراین جا چون “تلک” مبنی است علامت منصوب بودن خاصی نداردوصرفا میگوییم “تلک” مفعول منصوب باعراب محلی یا محلا منصوب… .(دقت کنید شاید فردی ازشما الان بگوید که پس نقش “المعلمه” چیست؟..بچه ها به این نکته گوش کنید: ” اگر پس از اسم اشاره اسم ال داری بیاید نقش آن اسم ال دار “تابع” است واعرابش کاملا بسته به اعراب اسم اشاره قبلش است بااین توضیحات تومثال ما چون تلک اعراب نصبی گرفته پس اعراب المعلمه هم نصبی خواهدبود لذا روی ه یک فتحه قرار میگیرد) …شاهدتها فاطمه فی المدرسه(فاطمه اورادرمدرسه دید)  ..تواین مثال مفعول ما به شکل ضمیری اومده..خب از طرفی هم میدونیم که ضمایر همگیشون مبنی هستند ومبنی ها هم اعرابشون محلی است پس به راحتی میگیم اعراب ضمیر ” ها ” مفعول منصوب محلا است…چیز دیگه ای که ازاین مثال فهمیدیم اینه که مفعول می تونه هم به شکل یه اسم بیاد وهم می تونه به شکل ضمیرمتصل به فعل بیاد تواین حالت به این ضمایر می گیم ” ضمایر متصل نصبی ” که عبارتند ار ” ه  هما  هم  ها  هما  هن  ک  کما  کم  ک  کما  کن  ی  نا ” در نتیجه بچه ها دقت کنید من هشترودی دارم به شما میگم دقت کنید اگه به فعلی یکی ازاین ضمایر چسبیده بود دوتا نتیجه بگیرید  اولا نقش این ضمایر مفعول منصوب محلا است  ثانیا فعلی که به این ضمایر چسبیده متعدی است..

و)علامت منصوبی دراسامی مقصور تقدیری است…

اگه موافقید اول ببینیم چه اسمایی مقصور به حساب می آیند…به طورکلی اسامی که  به الف ختم شوند مقصورند(چه مفردباشند چه جمع باشند) البته لازمه که دقت کنیم وقتی می گیم الف منظورمون هم الف عادیه ( ا ) وهم الف مقصوره ( ی ) ..مثلا این اسمها همگی اسامی مقصورند : الهدی  الدنیا  الفتی  الهدایا  الکبری…خب  بچه ها اگه این تیپ اسامی درحالت منصوبی قرار بگیرند( یعنی مثلا مفعول منصوب شوند ) نباید به آخرشون چیزی مثل فتحه قراربدهیم وفقط کافیست بگیم که “تقدیرا منصوب “…البته ممکن است این اسامی بدون “ال” ودرحالت نکره ای ظاهر شوند  تواین حالت به آخر شون  یه تنوین نصب بی خاصیت قرار می دهیم اینکه می گوییم بی خاصیت دقیقا به این معنااست که اصلا این تنوین نشانه منصوب بودنشون نیست وفقط وفقط قیافشون رو نشون می ده همین وبازهم در این حالت اعرابشون همچنان “تقدیرا منصوب ” خواهد بود…به این مثال دقت کنید : شاهدت فاطمه الفتی( فاطمه  جوانمرد را دید) تواین عبارت توترکیب کلمه ” الفتی ” کافیه بگیم ” مفعول منصوب تقدیرا ”  حالا اگه الفتی به شکل فتی اومده باشه بازهم ترکیبش همون قبلیه میشه فقط از حیث قیافه روی حرف ” ی ” یدونه تنوین نصب قرارمی دیم. البته چون فتی حالا نکره است پس توترجمش میگیم “فاطمه جوانمردی رادید”
خب عزیزان من اینها نشانه ها ونامگذاریهای حالت منصوبی تو مفعول به بود که خدمتتون گفتم…پس وقتی میگیم فلان نقش( مانند مفعول به ) منصوب است بسته به این که چه جور اسمی مورد نطرمون باشه ممکنه به یکی از نشانه های ششگانه فوق منصوب بوده باشه…حالا زمانش که بریم سراغ مورد بعدی تو بحث ” مفعول به ” :پ۲) جایگاه مفعول به در جملات کجاست؟ آیا مفعول در جمله همیشه جای مشخصی دارد ؟
اولا یادمان باشد که نقش مفعول به در جملات فعلیه می آید نه اسمیه ثانیا فعل جمله فعلیه ما باید متعدی باشد نه لازم…این که حالا از کجا باید بفهمیم که فعلمان متعدی است یا لازم راه ها وروشهای متفاوتی دارد که در اینجا به چندتایی از آنها اشاره میکنم …:
الف) اگردر جمله ای مفعول به آمده باشد پس حتما فعل ما متعدی بوده است حتی اگر آن فعل در خارج از جمله مذکور لازم باشد مثلا فعل ” جاء ” به معنی “آمد” بوده وبنابراین لازم است چراکه “چه چیزی را آمد / چه کسی را آمد” معنی نمی دهد  حالا به این جمله توجه کنید : ” جاووا اباهم عشاء یبکون ” ( شب هنگام نزد پدرشان آمدند درحالی که گریه می کردند) دراین آیه شریفه نقش لفظ  ” ابا” مفعول ومنصوب است وقبلا هم گفتیم که اگر اسامی خمسه مثل “اب” درحالت منصوبی قرار بگیرند لازم است به شکل ” ابا ” نوشته شوند..خب در این جمله مفعول داریم پس لازم است فعل را متعدی بگیریم نه لازم !
ب) اگر به فعلی یکی از ضمایر متصل نصبی ( ه هما هم ها هما هن ک کما کم ک کما کن ی نا) متصل شود دونتیجه می گیریم اول این که نقش این ضمایرمفعول منصوب محلا است ودوم این که فعل متعدی است مثلا ” شاهدتهم فاطمه ” ( فاطمه آنان را دید)   /  ” “علمنی ” ( به من یاددادی = مرا یاددادی )…در این دومثال ضمایر ” هم / ی ” مفعول محلا منصوب اند ونیز افعال ” شاهد / علم ” نیز متعدی اند.
ج) اگر فعلی در یکی از بابهای ” افعال تفعیل مفاعله ” باشد متعدی است بجز برخی از افعال مانند: انصت ( ساکت شد )  آمن (مومن شد = ایمان آورد)  امطر(بارید)  افلح (رستگارشد) / فکر ( فکرکرد) / شارک ( مشارکت کرد) هاجر( مهاجرت کرد) سافر(مسافرت رفت)
افعالی که درباب انفعال هستند همیشه لازمند مانند ” انکسر انفجر انصرف  انبسط انقبض ”
سایر افعال درسایر بابها لازم یا متعدی بودنشان قابل پیش بینی نیست ولازم است درجمله ای که آمده اند بررسی شوند..مثلا استکبر ( نافرمانی خداکرد) لازم است اما استغفر(طلب بخشش کرد) متعدی است گرچه هردو درباب استفعال هستند.
بااین توضیحات حالابرویم سراغ جای مفعول به در جملات
۱) بعداز فعل و فاعل مانند ” شاهدت فاطمه رجلا( فاطمه مردی را دید) / شاهدنا ک “( تورادیدیم)
۲) بین فعل و فاعل  مانند ” شاهد هم النبی( پیامبر آنهارا دید)  / جاهد ک الاعداء “(دشمنان باتوحنگیدند)
۳) قبل از فعل وفاعل  مانند ” ایاک نعبد وایاک نستعین( فقط توراعبادت می کنیم وتنها ازتو یاری می جوییم)ُ / ایای فاعبدونی ( پس فقط مرا عبادت کنید )  به طور کلی در دوحالت ممکن است مفعول قبل از فعل و فاعل بیاید  یکی زمانی است که در جمله یکی از ضمایر منفصل نصبی ( ایاه ایاهما ایاهم ایاک ایاکم ایانا و…) آمده باشد ویکی هم زمانیست که مفعول به شکل یک اسم قبل از فعل متعدی آمده باشد مانند این عبارت ” ما تنفقوا فی سبیل الله یضاعفکم الله ” (هرچه را که در راه خداوند انفاق کنید خداوند برای شما دوبرابر می کند)  .. چنانچه واضح است” تنفقوا ” متعدیست ( انفاق می کنید) و اسم شرط ” ما ” که قبل از آن آمده است مفعول مقدم این فعل می باشد..
۳) به چه افعالی افعال دو مفعولی می گویند ؟ چرا ؟

در عربی کنکور  چگونه فاعل راپیداکنیم؟ حسن هشترودی

قومی به جدوجهدگرفتندزلف  یار       قومی دگر حواله به تقدیرمیکنند
روش متدیک درحل تستهای عربی کنکور
مقاله دوم : چگونه فاعل را پیداکنیم؟
سلام خدمت شما عزیزان ودوستان خوبم…  امیدوارم خوب وخوش باشید..
اگرموافقید شروع کنیم بحث را…   این که چگونه میتوانیم فاعل رادرجملات متفاوت پیداکنیم موضوع بحث امروز مااست..
ولی قبل ازشروع تمایل دارم چندنکته ای رامقدمتا خدمتتان عرض میکنم
۱) فاعل یابی به شکل متمرکز درسال اول دبیرستان درس نهم مطرح شده است بنابراین بحثی است که مورد استفاده تمامی رشته های ریاضی تجربی هنرزبان وانسانی می باشد ازسویی بحثی کاملا پایه ای است به طوریکه همیشه هرجاییکه سروکله فعلی پیداشود این تیپ مباحث اهمیت دارند.
۲)هرأنچه اینجا به عنوان بحث فاعل یابی مطرح می شود کاربرددارد برای پیدا کردن نایب فاعل (درس ۸سال دوم) وپیداکردن اسم افعال ناقصه( درس۹سال دوم) لذا لازم است خیلی خیلی دقیق فرابگیرید تادرجلسات بعدیمان به مشکل برنخوریم.
۳) درتستهای کنکورسراسری ازبحث فاعل یابی غالبا به شکل ترکیبی باسایرمباحث سوال طرح میشود پس این که ازاین بحث چند سوال درکنکورخواهدأمد پاسخ روشنی ندارد به عبارت ساده تر شما این بحث رایادمیگیریدتا بتوانید به کمک أن ازپس سوالات ترکیبی کنکوربربیایید.
۴) درروش متدیک بلدبودن حالتهای مختلف افعال بسیار کمک کننده است… بنابراین لازم است قبل ازهراقدامی لااقل بتوانید بلدباشیدکه چه فعلی ماضیست وچه فعلی مضارع یا امراست…پس قبل از خواندن ادامه درس بروید وباحل نمونه سوالاتی تسلط خودرا روی بحث شناسایی افعال محک بزنید!

در عربی چگونه فاعل راپیداکنیم؟ حسن هشترودی

خب بریم سراصل بحثمان…
غالبا بچه ها برای پیداکردن فاعل به ویژگیهای فعل و فاعل توجه می کنند: ۱) اینکه فاعل حتما باید مرفوع باشد ۲) اینکه لازم است فاعل بافعل پیش ازخود تطابق ازحیث جنس داشته باشد ۳) اینکه فاعل حتما پس از فعل می آیدنه قبل از آن  ۴) اینکه اگرفاعل جمع غیر عاقل باشد(مثل کتب فراشات دیار …) لازم است فعل به شکل مفردمونث ظاهرشود  ۵) اینکه اگر فاعل اسم شهروکشورباشد یایکی ازاعضاء زوج بدن (مثل ید عین رجل اذن ) باشدلازم است فعل به شکل مونث بیاید …خب بااین توضیحات اگر موافقید بریم چندتا مثال هم باهم حل کنیم تا ببینیم تک تک مواردفوق چگونه است …
مثال ۱) اجتمعت عایلتی صباح الیوم فی قاعه الاستقبال لزیاره جدتی : صبح امروز خانواده ام برای دیدار مادربزرگم درسالن انتظار جمع شدند.
تحلیل عبارت : فعل جمله ( اجتمعت ) مفردمونث است فاعلش هم ( عایله) مفردمونث آماده است چنانچه میبینید هم فاعل پس از فعل آمده است وهم دقیقا تطابق ازحیث جنس رعایت شده است.
مثال۲) یحاول کل واحد منا ان یملا ایام فراغه بامور مهمه : هرشخصی ازما تلاش میکند که ایام فراغتش را باامورمهمی پربکند
تحلیل عبارت : دوفعل داریم  “یحاول – یملا ” فاعل فعل یحاول کلمه کل است چنانچه واضح است بین این دوکلمه تطابق ازحیث جنس وجوددارد(هردومذکرند) همچنین فاعل (کل ) پس از فعل (یحاول ) آمده است…بریم سراغ فعل دوم یعنی “یملا”…خب… به نظرشمامیتوانیم فاعل این فعل را کلمه بعدی آن یعنی “ایام “بگیریم؟!چرا؟!…  درسته   … کلمه “ایام” جمع غیرعاقل است یعنی جمعی است که به انسان دلالت نمیکند چنانچه دربالاگفته شد لازم است اگراسمی جمع غیرعاقل به عنوان فاعل باشد فعلش باید مفردمونث باشد …خب …درحالی که میبینید فعل جمله ما(یملا) مفردمذکراست  بااین توضیح میفهمیم که کلمه “ایام” نمی تواند فاعل باشد…کلمه ” فراغ” هم که نقش مضاف الیه داردونمیتواند نقش دیگری بگیرد…پس فاعل کجاست؟… بچه ها ریشه فغل “یملا” چیه؟ . . درسته   سه حدف “م ل ء”  بچه ها بعداز این سه ناحرف ضمیری چیزی به فعل چسبیده؟!  .. درسته   چیزی نیست   دراین شرایط فاعل رو ضمیرمستتر میگیریم وچون اینجا فعل توصیغه للغایب است پس فاعل رو “هو” مستتر میگیریم… عجب !!  پس فاعل میتونه اسم ظاهرباشه  (مثل مثال یک )البته گاهی هم میتونه به شکل ضمیرمستتربیاد(مثل مثال دوم فعل دومش)
مثال۳) امضیت اسبوعاکاملا فی المناطق المختلفه من مدینه مشهد : هفته ای کامل رادرمناطق مختلف ازشهرمشهد گذراندم.
تحلیل عبارت : فعل عبارت ” امضیت” است … ریشه فعل “م ض ی” است پس از ریشه فعل ضمیر”ت” آمده است که همین ضمیر فاعل فعل است …چنانچه دیدید فاعل هم میتواند اسم ظاهرباشد هم میتواند ضمیرمستترباشد و گاهی هم میتواند ضمیربارز باشد .
خب …  اجازه بدید قبل از ادامه بحث چندتا سوال تشریحی مطرح کنم..دقت کنیدببینیدمیتونید فاعل این افعال را پیداکنید..تلاش کنید..جوابهاتون رو روی کاغذ بنویسید تایادتون نره..بعدش به پاسخهایی که من دادم نگاه کنید  وسعی کنید ببینید گیرکارتون تو کجاها بوده…
سوال ۱)  ان اللیالی و الایام تمر فی حیاه الانسان
سوال۲ )  نحن نسعی ان نستیقظ فی الصباح الباکر لنحقق حیاه سعیده لنا
سوال ۳)  الیوم شاهدت ذا حاجه یطلب منی المساعده
سوال ۴)  هذا الیوم الذی تعیش فیه فرصه لک
سوال۵ )   من یاکل التفاح فی کل یوم ترجع الطاقه الی جسمه سریعا
پاسخ ۱)  ترجمه عبارت : شبها وروزها درزندگی آدمی میگذرند (ضمیر مستتر “هی” )
فعل ما “تمر” است به بعدش نگاه کن چی میبینی ؟ حرف جر “فی” .حروف که نمیتونند نقش بگیرند “حیاه” هم که پس ازحرف جر اومده ومجرور به حرف جره…خب بنابراین فاعل پس از فعل به شکل اسم ظاهرنیومده …دراین حالت حالا فاعل یاازنوع ضمیربارزه یاازنوع ضمیرمستتره..ولی وقتی فعل رو دقیقتر نگاه میکنیم میبینیم پس از ریشه فعل ( م ر ر) ضمیری چیزی نیومده پس به راحتی میتونیم بفهمیم که فاعل ازنوع ضمیربارز هم نیست….خب چه نوع فاعلی میمونه؟   درسته  فقط فاعل میتونه از نوع ضمیر مستترباشه  خب  تواین حالت کاری که لازمه انجام بدید اینه که فقط ببینید صیغه فعل چنده   چون اینجا صیغه فعلمون ( تمر) مضارع لللغایبه یعنی صیغه چهاره پس نتیجه میگیریم که ضمیرمتناسب بااون ضمیر” هی ” خواهد بود…وتمام.
پاسخ  ۲)  ترجمه عبارت : ماتلاش می کنیم که صبح زود بیدارشویم تا زندگی سعادتمندی را برای خود محقق کنیم (ضمییر مستتر “نحن” – ضمییر    مستتر   “نحن” – ضمیر مستتر”نحن” )
همونطوریکه میبینید سه فعل دزعبارت داده شده موجوداست “نسعی  نستیقظ  نحقق” اتفاقا هرسه فعل مضارع صیغه متکلم مع الغیر یعنی صیغه چهارده هستند بچه ها یادتون باشه فاعل فعل مضارع صیغه چهارده همیشه “نحن” مستتراست به شکل “واجب الاستتار” …خب الان میپرسید این یعنی چی؟ توضیح میدم خوب دقت کنید...فغل مضارع توصیغه های ۷  ۱۳  ۱۴ فاعلش همیشه صددرصد به شکل ضمیرمستتر است یعنی واجب الاستتار (به ترتیب انت   انا   نحن)  امافعل ماضی ومضارع توصیغه های ۱  و  ۴  فاعلش ممکن است ضمیرمستتر (به ترتیب هو هی) باشد که دراین صورت می گوییم فاعل ضمیرجایزالاستتارخواهدبود…  پس دقت کنید هروقت باچنین اصطلاحاتی روبه روشدید منظورچیزی بود که گفتم
پاسخ ۳)  ترجمه عبارت : امروز نیازمندی رادیدم که از من کمک می خواست (ضمیر بارز “ت”  – ضمیر مستتر ” هی “)
فعل” شاهدت “ماضیست صیغه ۱۳ چنانچه میبینید بعدازسه حرف اصلی آن(ش ه د) ضمیر ت آمده است بنابراین همین فاعل فعل است به شکل ضمیربارز .. فعل بعدیمان” یطلب “است که یک فعل مضارع صیغه للغایب است اسم پس از آن” مساعده “مونث است وبنابراین نمیتواند فاعل فعل ما(که مذکراست) قرارگیرد..یادمان باشدهمیشه بین فعل وفاعل لازم است مطابقت ازحیث جنس برقرارباشد ازسویی دیگر میبینیم پس ازسه حرف اصلی فعل هم ضمیری نیامده است پس مجبوریم فاعل را ضمیرمستتر”هو” درنظربگیریم
پاسخ ۴) ترجمه عبارت : این روزیکه تودرآن زندگی میکنی فرصتی برای توست (ضمیرمستتر “انت” )
“تعیش” فعل مضارع است چون با “ت” شروع شده است (البته دقت کنید که اگرفعلی با “ت” شروع شود به شرطی مضارع است  که “ت”آمده در ابتدای فعل جزء ریشه فعل نباشد  مثلا “تعب” ماضی است اما “تتعب” مضارع است) صیغه این فعل خارج ازجمله مربوطه می تواند للغایبه(۴) ویا للمخاطب (۷)باشد اما باتوجه به معنای جمله لازم است صیغه هفت آن را درنظربگیریم … همانطورکه دربالانیزگفته شد فاعل افعال مضارع صیغه هفت همیشه “انت” مستتراست …
پاسخ ۵) ترجمه عبارت :هرکس هرروز سیب بخورد انرژی سریع به بدنش برمیگردد (ضمیر مستتر ” هو” – اسم ظاهر ” الطاقه “)
دوفعل داریم “یاکل -ترجع” …فعل “یاکل” مضارع للغایب است اسم بعدش یعنی التفاح نیزاتفاقا مذکراست بنابراین درنگاه اول تصورمیشودکه فاعل همین کلمه است چراکه میدانیم لازم است بین فعل وفاعل مطابقت ازحیث جنس برقرارباشد اما دقت کنید که درمعنا جوردرنمی آید(سیب میخورد…) ازطرفی باتوجه به اینکه فعل “یاکل” متعدی است خب اگر فاعل را التفاح بگیریم آنوقت چیزی باقی نمی ماندتا نقش مفعول به رابگیرد…به این ترتیب ناچاریم که فاعل فعل راضمیرمستتر”هو” بگیریم ولفظ “التفاح” رابه عنوان مفعول درنظزبگیریم…برعکس فعل قبلی اما فعل “ترجع” مونث است درصیغه للغایبه  اسم بعدش هم “الطاقه” مونث بوده واتفاقا درمعنا وترجمه هم میتوانندمفهوم فاعلی داشته باشد(انرژی برمی گردد)
پیشنهاد روش متدیک من هشترودی برای شما این است که برای پیدا کردن فاعل ببینید فعلتان ماضی است یا مضارع…
اگر ماضی بود حالا باتوجه به نکات زیر سعی کنید فاعل راپیداکنید:
(قدم اول) بچه ها اگرفعلتان ماضی بود ببینید درچه صیغه ایست .
(قدم دوم) اگرصیغه فعل ماضی به جز ۱و۴ بودند به راحتی بگویید فاعلشان ضمیربارز چسبیده به فعل است.
(قدم سوم) امااگرصیغه فعل ماضیتان ۱یا۴ باشدبه بعدازفعلتان توجه کنید.
(قدم چهارم) اگربعد ازفعلتان اسم مرفوع همجنسی که معنای فاعلی داشته باشد همان فاعل است.
(قدم پنجم)امااگراسمی بامشخصات فوق پس ازفعلتان نیامده باشد حتما فاعلتان ضمیرمستتر”هو” و “هی” خواهدبود.
حالااگر موافقیدبریم وچندتا سوال تشریحی حل کنیم بچه ها تواین جملات تمام افعال ماضی هستند پس سعی کنیدبه روش متدیک بالااوناروجواب بدیدتاسرعتتون بیشتربشه این ها تمارینی هستنندبرای اینکه کم کم آماده بشیدبرای تست زدن یادتون باشه که توتستها سرعت عمل خیلی مهمه..
سوال۱) ماقدطالعت الکتب فی هذا الموضوع العلمی الا ماعنده
سوال۲)خیرالکلام ماقل ودل
سوال۳)انتن جعلتن القرآن حکمکن
سوال۴)فعلی دار من وقفت فانا عنده
سوال۵)جمعت الام اولادها تحت الشجره
سوال۶)وزینا السماء الدنیا بمصابیح
پاسخ۱) ترجمه جمله: ” درباره این موضوع علمی کتابهارانخوانده ام مگرآنچه که نزد اواست”(ضمیربارز”ت”)
فعل “قدطالعت”ماضی صیغه ۱۳است که فاعل دراین صیغه همواره ضمیربارز”ت” است..
پاسخ۲)ترجمه جمله: “بهترین سخن چیزی است که کم و(البته) راه گشاباشد”( ضمیرمستترهو – ضمیرمستترهو)
دوفعل “قل”و”دل”ماضی للغایب هستند  چنانچه می دانید دراین صیغه ماضی دردرجه اول فاعل اسم ظاهر است اگرپس ازفعل اسمی مرفوع همجنس فعل آمده باشد  چنانچه می بینیم چنین اسمی پس از فعل نیامده است دردرجه دوم حالا لازم است فاعل را ضمیر”هو” مستتر دانست.
پاسخ۳) ترجمه جمله : “شماقراردادیدقرآن را حکم وداورخودتان”(ضمیربارز”تن”)
فعل “جعلتن” ماضی للغایبات …همین که فهمیدیدفعل ماضی صیغه للغایب وللغایبه نیست..خب بسیارساده وسریع فاعل راضمیربارز متصل به فعل بگیرید
پاسخ۴) ترجمه جمله: “پس بردرخانه ی هرکسی ایستاد من نزد(صاحب خانه) آن هستم(ضمیر”هی” مستتر)
فعل جمله(وقفت)ماضی للغایبه است دراین صیغه ماضی مانند صیغه للغایب دردرجه اول اولویت بااسم ظاهرمونث مرفوع پس ازفعل است درحالیکه می بینیم چنین اسمی نداریم پس ناچاریم فاعل را ضمیر” هی” مستتربگیریم.
پاسخ۵) ترجمه جمله :”مادرفرزندانش رازیردرخت جمع کرد”(اسم ظاهر “الام”)
فعل ماضی للغایبه است..خب ببینید آیاپس از آن اسم مونث مرفوعی که مفهوم فاعلی (کنندگی کار) استنباط می شود؟..دراین صورت فاعل همین اسم است.
پاسخ۶) ترجمه جمله :” وآسمان دنیا را با چراغهایی زینت بخشیدیم”( ضمیربارز”نا”)
درعربی کنکور  فعل جمله متکلم مع الغیر است ..همین که فهمیدیدفعل ماضی صیغه للغایب وللغایبه نیست…خب به راختی بگوییدفاعل ضمیربارز متصل به فعل است

پیشنهاد روش متدیک من حسن هشترودی در عربی کنکور  برای شما این است که اگرفعلتان مضارع بود این طور رفتارکنید :
(قدم اول) بچه ها اگرفعلتان مضارع بود ببینید درچه صیغه ایست .
(قدم دوم) اگرصیغه فعل ۷ یا۱۳یا۱۴ بود به راحتی بگویید فاعلشان ضمیر مستتر(پنهان)به ترتیب “انت  انا  نحن” است...یادتان باشد دراین حالت می گوییم فاعل “واجب الاستتار” است ….پس درمضارع سه صیغه ازمجموع چهارده صیغه فاعلش همیشه وصددرصد ضمیرمستتر است نه ضمیربارز یا اسم ظاهر…
(قدم سوم) امااگرصیغه فعل مضارعتان ۱یا۴ باشدبه بعدازفعلتان توجه کنید...(دقیقا عین ماضی) اگراسم مرفوعی هم جنس بافعل پس از فعل آمده است که مفهوم فاعلیت داشته باشد همان فاعل فعل خواهدبود ازنوع “اسم ظاهر”  امااگرچنین اسمی راپیدانکردید حالا باخیال راحت فاعل رابه ترتیب ضمیرمستتر”هو  هی” بگیرید..دراین حالت می گوییم فاعل ضمیر”جایزالاستتار”است..یعنی ۵۰درصدممکن است این گونه باشد
(قدم چهارم)در  عربی کنکور اگرصیغه فعل مضارعمان هیچ یک ازصیغه های فوق (۱  ۴   ۷   ۱۳   ۱۴) نبود حالا به راحتی می توان گفت ضمیربارز متصل به فعل همان فاعل مااست.
خب باین توضیحات حالا برویم وچند جمله ای راکه در آن هم فعل ماضی هست وهم مضارع فاعل یابی کنیم البته به روش متدیک گفته شده بچه ها کم کم خودتون رو آماده کنیدها..چون کم کم لازمه چندتا تست بهتون بدم وانتظاردارم زیربیست ثانیه اونارو حل کنید خب تا اون موقع فعلا بریم سراغ جملاتمون :
۱)ظهرالفساد فی البر والبحر بما کسبت ایدی الناس
۲هی تدرس التاریخ لیفهم الطلاب حقایق القرون الماضیه
۳)من یساعد المظلوم یشاهد نتیجه عمله
۴)تفعلوا من اعمال الخیر یعلمه الله ما
۵)عندما شاهدتها اختی ضحکت من عملها
۶)ان العلماء الفیزیایین یریدون ان یکتشفوا موضوعات مختلفه تحتاج الیها حیاه الانسان
پاسخ۱) ترجمه جمله : “فساد درخشکی ودریا ظاهرشده است به آنچه که دستهای مردم (آنهارا) کسب کرده است” ( مفهوم عبارت یعنی هرچه پلیدی درعالم هست حاصل رفتارهای زشت آدمی است)  (الفساد  / ایدی)
دقت شود که لفظ “ایدی” جمع غیرعاقل بوده وبنابراین لازم است فعلش مفرد مونث باشد که هست…ازسویی فعل “کسبت” متعدی است که مفعولش ضمیر”ه” به قرینه موجود درجمله  افتاده است واین اتفاق ناشی ازنکته زیر است گرچه این نکته مربوط به کنکوررشته های عمومی نیست وویژه داوطلبین انسانی است لاکن اگرهم بدانید برایتان خوب است چون بادانستن کلیات  آن بدون توجه به نکات ریزش مثلا درجمله مورد بحث ” ایدی” را مفعول نمی گیرید!!  پس خوب دقت کنید  : “ما” اسم موصول است به فعلی که پس از آن می آید اصطلاحا “جمله صله” گفته می شود غالبا ضمیری در جمله صله هست که مرجعش ” ما ” پیش از آن است  دراین شرایط میتوان آن ضمیررا( که به آن ضمیرصله می گوییم) در جمله یا فعلمان نیاوریمدراین حالت میگوییم ضمیرعاید صله مدکورنیست  ..بااین توضیحات می فهمیم که جمله مورد نظر دراصل به این شکل بوده است : ” ظهرالفساد…بما کسبته …”!
پاسخ۲) ترجمه جمله: ” اوتاریخ راتدریس می کند تا دانشجویان حقایق قرنهای گدشته را بفهمند” ( ضمیر هی مستتر  / الطلاب)
دقت شود که هرگز فاعل قبل از فعل نمی آید پس نمی توان ضمیربارز اول جمله را فاعل گرفت ..همچنین الفاظ ” التاریخ   حقایق” نقش مفعول به منصوب دارند
پاسخ۳)  ترجمه جمله :” هرکس مظلومی را کمک کند نتیجه آن را مشاهده خواهد کرد” (ضمیر هو مستتر  /ضمیر هو مستتر)
دقت شود که افعال جمله متعدی بوده وبنابذاین الفاظ ” المظلوم  / نتیحه” مفعول به هستند نه فاعل…تازه به جزاین مورد اصلا جنس ” نتیجه” با فعل ” یشاهد” یکی نیست که بشود فاعلش گرفت!!
پاسخ۴) ترجمه جمله : ” آن چه ازکارهای خیر انجام دهید خداوند آنهارا میداند” ( ضمیربارز واو  /الله)
دقت شود که اسم شرط ” ما” نقش مفعول به مقدم داردبرای فعل بعدش  ونیز ضمیر ه  درفعل یعلمه نقش مفعول به دارد ..حالا به این نکته خوب توجه کنید :  اگرضمایر متصل نصبی جری  ( ه هما هم ها هما هن ک کما کم ک کما کن ی نا ) به فعلی متصل شوند دو نتیجه بگیر  یک ) این ضمایر نقش مفعول به محلا منصوب دارند  دو ) فعل متعدی است نه لازم
پاسخ۵)  ترجمه جمله : “هنگامیکه خواعرم اورامشاهده کرد ازکارش خندید” (اخت  / ضمیر هی مستتر)
چنانچه واضح است برحسب نکته فوق ضمیر “ها” مفعول است نه فاعل  دقت کنیم که حرف “ت” درصیغه للغایبه را ضمیرنگیریم بلکه صرفا حرفیست جهت مونث نشان دادن فعل !!
پاسخ۶) ترجمه جمله : “دانشمندان فیزیک می خواهند موضوعات مختلفی راکشف کنند که زندگی انسان به آنها نیازدارد” ( ضمیربارز واو  / ضمیربارز واو  / حیاه)
باتوجه به اینکه دوفعل اول جمله صیغه های للغایبین هستند بنابراین فاعلشان ضمیربارز چسبیده به فعل است. فعل سوم جمله درصیغه للغایبه است پس فاعلش یااسم مونث مرفوع پس ازفعل است یادرغیراین صورت ضمیرمستتر “هی”..وچون اولویت با اسم ظاهراست پس فاعل همان لفظ “حیاه” خواهدبود.

بازدید: ۵۵۲